نرگس و پویا سه ماه است که هر شب بعد از شام، گوشی به دست، آگهیهای خانه را بالا و پایین میکنند. تعداد اسکرینشاتها از صد گذشته و هیچکدام یادشان نیست آن آپارتمان طبقهٔ سوم که پارکینگ داشت، در کدام محله بود. هفتهٔ پیش هم در دفتر مشاور املاک، وقتی فروشنده گفت «آخرین قیمت همین است»، هر دو ساکت ماندند؛ چون نمیدانستند چه بگویند.
اگر شما هم دنبال اولین خانهتان هستید، احتمالاً این صحنه برایتان آشناست. هوش مصنوعی نمیتواند برایتان خانه پیدا کند، قیمت واقعی بازار محلهٔ شما را نمیداند و جای مشاور املاک، کارشناس و وکیل را نمیگیرد. اما میتواند آگهیها را کنار هم بگذارد، پیش از بازدید فهرست سؤال آماده کند، با شما مذاکره تمرین کند و متن قرارداد را به زبان ساده توضیح بدهد. در این فصل یاد میگیریم چطور؛ و مهمتر از آن، کجا نباید به آن تکیه کرد.
اول مرزها را بشناسید
در فصل نهم، «خرید ملک» را در ردیف تصمیمهای پراهمیت گذاشتیم؛ جایی که جواب هوش مصنوعی فقط برای آشنایی است و تصمیم را باید با متخصص گرفت. این جدول نشان میدهد در هر مرحلهٔ خرید خانه، سهم هوش مصنوعی کجا تمام میشود:
| مرحله | هوش مصنوعی کمک میکند | تصمیم و تأیید با… |
|---|---|---|
| جستجوی آگهی | مرتب کردن و مقایسهٔ آگهیها، پیدا کردن اطلاعات جاافتاده | بازدید حضوری خودتان |
| بازدید | چکلیست و فهرست سؤال، مرتب کردن یادداشتها | چشم خودتان و در صورت لزوم یک کارشناس ساختمان |
| قیمت و مذاکره | آماده کردن استدلالها و تمرین مذاکره | مشاور املاک مورد اعتماد و مقایسه با معاملههای واقعی محله |
| بودجه و وام | توضیح مفاهیم، ساختن فایل اکسل و فرمول | خود بانک و حسابوکتاب دقیق شما |
| قرارداد | توضیح اصطلاحها و آماده کردن فهرست سؤال | وکیل یا کارشناس حقوقی |
دو نکته را هم از همین اول به خاطر بسپارید. اول اینکه هوش مصنوعی بدون جستجوی وب از قیمتهای امروز خبر ندارد، و حتی با جستجو هم معمولاً قیمت آگهی را پیدا میکند، نه قیمت معامله را. دوم اینکه ملک را نمیبیند؛ فقط همان چیزی را میداند که شما به او میگویید.
مقایسهٔ آگهیها: از ده تب باز تا یک جدول مرتب
آگهیهایی که در سایتها و اپهای آگهی ملک میبینید، هر کدام به یک شکل نوشته شدهاند. یکی متراژ را در عنوان آورده، یکی سن بنا را نگفته، یکی فقط نوشته «امکانات کامل». مقایسهٔ ذهنی اینها خستهکننده است و چیزهای مهم از دستتان درمیرود. اما مرتب کردن متنهای درهم دقیقاً همان کاری است که هوش مصنوعی در آن فوقالعاده است.
متن سه تا پنج آگهی را که برایتان جالب بوده کپی کنید و همه را در یک پیام بچسبانید. همانطور که در فصل هشتم یاد گرفتید، هر آگهی را بین دو برچسب بگذارید تا مدل بداند هر متن از کجا شروع و کجا تمام میشود. شمارهٔ تلفن آگهیدهنده را لازم نیست بچسبانید.
<آگهی ۱> [متن کامل آگهی اول را اینجا بچسبانید] </آگهی ۱> <آگهی ۲> [متن کامل آگهی دوم را اینجا بچسبانید] </آگهی ۲> <آگهی ۳> [متن کامل آگهی سوم را اینجا بچسبانید] </آگهی ۳> من دنبال اولین خانهام هستم. این سه آگهی را در یک جدول مقایسه کن. ستونها آگهیها باشند و ردیفها اینها: محله، متراژ، تعداد اتاق، طبقه، سن بنا، آسانسور، پارکینگ، انباری، قیمت کل و هر نکتهٔ مهم دیگری که در آگهی آمده. اگر اطلاعاتی در آگهی نیامده، بنویس «ذکر نشده» و حدس نزن. اگر در متن یک آگهی تناقضی میبینی، جداگانه گزارش بده. بعد از جدول، برای هر آگهی سؤالهایی را بنویس که باید پیش از بازدید از آگهیدهنده بپرسم.
نتیجه چیزی شبیه این است (عددها فرضیاند):
| ویژگی | آگهی ۱ | آگهی ۲ | آگهی ۳ |
|---|---|---|---|
| متراژ | ۸۵ متر (در متن: ۸۰ متر) | ۷۲ متر | ۹۰ متر |
| طبقه | سوم از پنج | همکف | ذکر نشده |
| سن بنا | ۱۲ سال | نوساز | ذکر نشده |
| آسانسور | دارد | ندارد | دارد |
| پارکینگ | دارد | ذکر نشده | دارد |
| انباری | ذکر نشده | دارد | ذکر نشده |
همین جدول کوچک، سه چیز را جلوی چشمتان میگذارد که در اسکرول کردن گم میشد: تناقض متراژ در آگهی اول، جای خالی پارکینگ در آگهی دوم و اطلاعات کم آگهی سوم. حالا دقیقاً میدانید از هر آگهیدهنده چه بپرسید.
اگر ابزارتان تصویر میخواند، اسکرینشات آگهیها هم کار میکند؛ فقط عددهای جدول را با خود آگهی تطبیق بدهید.
آمادگی برای بازدید: چکلیست، سؤال و یادداشت
بازدید از خانه معمولاً کوتاه و پرهیجان است. فروشنده یا مشاور املاک کنارتان ایستاده، شاید خریدار دیگری هم پشت در منتظر باشد و شما در بیست دقیقه باید تصمیم بگیرید که این خانه ارزش قدم بعدی را دارد یا نه. در این شرایط، هر چیزی که از قبل در ذهنتان نباشد، دیده نمیشود.
چکلیست عمومی را از هر جایی میشود پیدا کرد. ارزش هوش مصنوعی در این است که چکلیست را مخصوص شرایط شما میسازد: سن ساختمان، شهر و آبوهوایش، و اینکه بچهٔ کوچک دارید یا پدر و مادر سالمند، ماشین دارید یا با مترو رفتوآمد میکنید.
هفتهٔ بعد برای بازدید یک آپارتمان [متراژ] متری با حدود [سن بنا] سال سن در شهر [نام شهر] میروم. ما یک زوج با یک بچهٔ کوچک هستیم و ماشین داریم. یک چکلیست بازدید برایم بساز که بشود چاپ کرد و سر بازدید تیک زد. موارد را در این دستهها مرتب کن: ظاهر و سازهٔ ساختمان، تأسیسات (آب، برق، گاز، گرمایش و سرمایش)، نور و تهویه و صدا، مشاعات و مدیریت ساختمان، پارکینگ و انباری، مدارک و وضعیت ملک. کنار موارد مهمتر یک ستاره بگذار و در آخر، ده سؤال هم برای پرسیدن از فروشنده یا مشاور املاک اضافه کن.
سؤالهایی که در جواب میگیرید، معمولاً از این جنساند:
- چرا ملک را میفروشید و چه مدت است که در آگهی است؟
- شارژ ماهانهٔ ساختمان چقدر است و چه هزینههایی را پوشش میدهد؟
- در چند سال اخیر تعمیر اساسی، مثلاً در لولهکشی یا نمای ساختمان، انجام شده است؟
- پارکینگ مستقل است یا مزاحم دارد؟ انباری متعلق به همین واحد است؟
- ملک چه زمانی تخلیه و تحویل داده میشود؟
اینها سؤالهای خوبی برای شروعاند؛ اما هوش مصنوعی ساختمان را ندیده است. اگر در بازدید چیزی نگرانتان کرد، مثلاً لکهٔ نم روی سقف یا ترک روی دیوار، برای اینکه بفهمید جدی است یا نه سراغ یک کارشناس ساختمان بروید، نه چتبات. اینکه سند ملک اصل است و فروشنده واقعاً مالک آن است هم فقط با استعلام رسمی و بررسی متخصص روشن میشود.
محله و یادداشتها
خانه را یک بار میخرید، اما با محلهاش هر روز زندگی میکنید. از هوش مصنوعی یک چکلیست جدا هم برای محله بخواهید:
یک چکلیست کوتاه برای بررسی محلهای که میخواهم در آن خانه بخرم آماده کن. بگو چه چیزهایی را باید در ساعتهای مختلف روز و شب ببینم و چه سؤالهایی از همسایهها و مغازهدارهای محل بپرسم.
اطلاعاتی مثل فاصله تا مدرسه یا ایستگاه مترو را با جستجوی وب و منبع بپرسید؛ اما همانطور که در فصل نهم دیدید، اطلاعات محلی از نقاط ضعف این ابزارهاست و حرف آخر را قدم زدن خودتان در محله میزند.
بلافاصله بعد از بازدید، هر چه به ذهنتان میرسد را بینظم و سریع در یادداشت گوشی بنویسید، یا اگر ابزارتان گفتگوی صوتی دارد، برایش تعریف کنید. بعد بدهید مرتبش کند:
این یادداشتهای درهم من از بازدید امروز است. آنها را به جدول مقایسهٔ قبلی، در ستون همین آگهی، اضافه کن و دو ردیف تازه بساز: «نقاط قوت» و «نگرانیها». فقط از یادداشتهای من استفاده کن. [یادداشتهای بازدید را اینجا بچسبانید]
برای اینکه «جدول قبلی» در دسترس باشد، همهٔ کارهای خرید خانه را در یک گفتگوی ثابت جلو ببرید. در فصل بعد یاد میگیرید چطور برای این کار یک فضای اختصاصی بسازید.
تمرین مذاکره: هوش مصنوعی در نقش فروشنده
یادتان هست نرگس و پویا در دفتر مشاور املاک ساکت ماندند؟ مذاکره هم مثل هر مهارت دیگری با تمرین بهتر میشود؛ و چه همتمرینی بهتر از کسی که خسته نمیشود، دلخور نمیشود و هر چند بار بخواهید از نو شروع میکند. همان نقشدهی که در فصل ششم یاد گرفتید، اینجا به کارتان میآید.
پیش از تمرین، یادداشتهای بازدید را به هوش مصنوعی بدهید و بخواهید نکتههایی را که در مذاکره به کارتان میآید فهرست کند؛ نه فقط ایرادهای ملک، بلکه شرایط پرداخت و زمان تخلیه و تحویل را هم. بعد نوبت خود تمرین است:
میخواهم برای مذاکره روی قیمت یک آپارتمان تمرین کنم. تو نقش فروشنده را بازی کن. اطلاعات ملک: آپارتمان [متراژ] متری با [سن بنا] سال سن. قیمت پیشنهادی فروشنده: [مبلغ]. چیزهایی که در بازدید دیدم: [مثلاً آسانسور قدیمی است، آشپزخانه نیاز به بازسازی دارد، ملک چند ماه است در آگهی مانده]. سقف بودجهٔ من [مبلغ] است. تو بهعنوان فروشنده این را نمیدانی؛ فقط برای ارزیابی آخر تمرین است. یک فروشندهٔ نسبتاً سرسخت باش که عجلهای برای فروش ندارد. در هر پیام فقط یک جواب کوتاه بده و منتظر جواب من بمان. هر وقت نوشتم «پایان تمرین»، از نقش بیرون بیا و بگو کجا خوب مذاکره کردم، کجا زیادی امتیاز دادم و دفعهٔ بعد چه بگویم.
هر بار شخصیت فروشنده را عوض کنید: فروشندهای که عجله دارد، فروشندهای که به خانهاش دلبسته است و از هر ایرادی ناراحت میشود، یا مشاوری که مدام میگوید «مشتری دیگری هم هست». اگر ابزارتان گفتگوی صوتی دارد، با صدا تمرین کنید؛ مذاکرهٔ واقعی هم با صدا انجام میشود، نه با تایپ.
بودجه و اقساط وام: کمک بگیرید، اما به عددش اعتماد نکنید
حالا به حساسترین بخش فصل میرسیم: پول. در فصل نهم گفتیم مدل زبانی با متن کار میکند، نه مثل ماشینحساب با عدد، و ممکن است در یک محاسبهٔ چندمرحلهای رقمی را جابهجا کند و با اطمینان کامل ادامه بدهد. محاسبهٔ قسط وام دقیقاً از همین جنس است: چند مرحله، توان و تقسیم، و عددهایی با صفرهای فراوان.
قدم اول: مفاهیم را یاد بگیرید
اگر اصطلاحهایی مثل اصل وام، نرخ سود، دورهٔ بازپرداخت یا کارمزد برایتان گنگ است، هوش مصنوعی معلم صبوری است:
به زبان ساده توضیح بده قسط ماهانهٔ یک وام چطور حساب میشود. فرمولش را بنویس و هر جزء آن را با یک مثال روزمره توضیح بده. بعد نشانم بده عددهای زیر کجای فرمول قرار میگیرند، اما محاسبهٔ نهایی را انجام نده؛ خودم در اکسل حساب میکنم. مبلغ وام: [مبلغ] نرخ سود سالانه: [نرخ] مدت بازپرداخت: [تعداد ماهها]
نرخ سود و شرایط وام را از خود هوش مصنوعی نگیرید. اینها مرتب عوض میشوند و هر بانک و هر نوع وام شرایط خودش را دارد. عددها را از سایت رسمی یا شعبهٔ بانک بگیرید و در پرامپت بگذارید.
قدم دوم: یک فایل اکسل بودجه بسازید
بهترین کمک هوش مصنوعی در موضوع پول، ساختن ابزاری است که خودش اشتباه محاسباتی نمیکند. اکسل یا گوگل شیت ضرب و تقسیم را بیخطا انجام میدهد؛ کار هوش مصنوعی فقط چیدن ساختار و نوشتن فرمولهاست. همان روشی که در فصل دوازدهم برای گرفتن فرمول اکسل دیدید، اینجا هم کار میکند:
میخواهم برای خرید اولین خانهام یک فایل اکسل بودجه بسازم. خودت هیچ عددی حساب نکن؛ فقط ساختار فایل و فرمولها را بده: - بخش منابع: پسانداز، فروش داراییها، کمک خانواده و مبلغ وام. - بخش هزینهها: قیمت ملک، و هزینههایی که معمولاً در قیمت آگهی نیامده، هر کدام در یک ردیف با خانهٔ خالی برای مبلغ. - بخش وام: قسط ماهانه از روی مبلغ وام، نرخ سود سالانه و تعداد ماهها. - در آخر، یک خانه برای اینکه چقدر کم یا اضافه داریم، و یک خانه برای اینکه قسط چند درصد درآمد ماهانهٔ ماست. برای هر فرمول توضیح بده چه چیزی را حساب میکند و در کدام خانه بنویسم.
احتمالاً در جواب، تابعی به نام PMT را میبینید که در اکسل و گوگل شیت برای محاسبهٔ قسط ساخته شده است. حالا میتوانید با عددها بازی کنید: اگر مدت وام بیشتر شود قسط چقدر میشود؟ اگر خانهٔ کوچکتری بخریم چقدر کمتر وام لازم داریم؟ یک عدد را عوض میکنید و اکسل بقیه را حساب میکند.
به ردیف «هزینههایی که در قیمت آگهی نیامده» هم دقت کنید؛ مثل کمیسیون مشاور املاک، هزینههای تنظیم و انتقال سند، اسبابکشی و تعمیرات اولیه. هوش مصنوعی برای یادآوری نام این هزینهها مفید است، اما مبلغ و درصد هر کدام را از او نپذیرید، چون ممکن است کهنه یا ساختگی باشد. مبلغها را از مشاور املاک، دفترخانه و منابع رسمی بپرسید.
قدم سوم: عدد اکسل را با بانک تطبیق دهید
وقتی فایلتان آماده شد، عدد قسط را با رقمی که خود بانک اعلام میکند مقایسه کنید. اگر فرق داشت، تعجب نکنید: ممکن است بانک کارمزد، بیمه یا شرایط خاص آن وام را هم در حساب آورده باشد. از کارشناس بانک بپرسید این اختلاف از کجاست. عدد بانک، عدد نهایی است. اگر ابزارتان امکان اجرای کد دارد، محاسبه با آن دقیقتر از حساب «ذهنی» مدل است؛ اما حتی آن موقع هم عدد مهم را دوباره چک کنید.
خواندن قولنامه و مبایعهنامه با کمک هوش مصنوعی
قرارداد خرید خانه را معمولاً در دفتر مشاور املاک امضا میکنند؛ متنی چندصفحهای پر از اصطلاحهایی که بیشتر ما فقط اسمشان را شنیدهایم. در بازار به آن قولنامه یا مبایعهنامه میگویند. اینکه هر کدام دقیقاً چه اثر حقوقی دارد، به متن همان قرارداد بستگی دارد؛ و این دقیقاً از سؤالهایی است که باید از وکیل بپرسید، نه از چتبات.
با این حال، هوش مصنوعی کمک میکند قرارداد را بفهمید و با فهرست سؤال درست سراغ متخصص بروید. بهترین زمانش هم پیش از روز امضاست: از مشاور املاک بخواهید متن قرارداد یا فرم خام آن را چند روز زودتر به شما بدهد تا با حوصله بخوانید.
قبل از بارگذاری: اطلاعات شخصی را پاک کنید
قانون کارتپستال فصل چهارم را به یاد بیاورید: پیامی که برای هوش مصنوعی مینویسید مثل کارتپستال است، نه نامهٔ دربسته. قرارداد ملک پر از اطلاعاتی است که نباید جایی برود. پیش از هر چیز:
- کد ملی، شمارهٔ شناسنامه، تاریخ تولد و شمارهٔ تلفن طرفین را حذف کنید.
- نامها را با «فروشنده» و «خریدار» عوض کنید.
- نشانی دقیق ملک، شمارهٔ حساب و شمارههای چک را پاک کنید.
- بهجای عکس گرفتن از کل برگه، متن بندها را تایپ یا کپی کنید. اگر چارهای جز عکس ندارید، پیش از عکاسی روی اطلاعات شخصی را بپوشانید.
برای فهمیدن معنی بندها به هیچکدام از این اطلاعات نیازی نیست. مبلغها و تاریخها را نگه دارید، چون برای فهم تعهدها لازماند.
پرامپت خواندن قرارداد
<قرارداد> [متن بندهای قرارداد را اینجا بچسبانید؛ اطلاعات شخصی حذف شده است] </قرارداد> من خریدار اولین خانهام هستم و تجربهٔ حقوقی ندارم. قرارداد بالا را با دقت بخوان و این کارها را انجام بده: 1. اصطلاحهای حقوقی متن را پیدا کن و هر کدام را در یک جمله به زبان ساده توضیح بده. 2. تعهدهای هر طرف را در یک جدول بنویس: چه کسی، چه کاری، با چه مبلغی، تا چه تاریخی. 3. بندهای مبهم، خالی یا یکطرفه را با شمارهٔ بند مشخص کن و بگو چرا ممکن است مشکلساز باشد. 4. یک فهرست سؤال برای وکیل یا کارشناس حقوقی آماده کن. دربارهٔ قوانین ایران حکم قطعی نده و شمارهٔ مادهٔ قانونی نیاور. هر جا نیاز به نظر متخصص است، صریح بگو.
جدول تعهدها شاید مفیدترین خروجی این پرامپت باشد: یک نگاه به آن کافی است تا ببینید هر قسط چه روزی باید پرداخت شود، کلید کی تحویل داده میشود و روز حضور در دفترخانه کی است. اصطلاحهایی مثل «وجه التزام» یا «حق فسخ» هم که شاید بارها شنیدهاید، حالا یک توضیح ساده کنارشان دارند.
جملهٔ آخر پرامپت را هم جدی بگیرید: در فصل نهم دیدیم که سؤالهای حقوقی دربارهٔ قوانین ایران از پرخطرترین جاها برای توهماند.
برای فروشندهها و مشاوران املاک
اگر در طرف دیگر معامله هستید، یعنی خانهتان را میفروشید یا مشاور املاکید، هوش مصنوعی میتواند ساعتها از وقتتان را آزاد کند.
نوشتن آگهی حرفهای
بیشتر آگهیها یا خیلی خشکاند («۸۵ متر، دو خواب، پارکینگ») یا پر از کلمههای اغراقآمیز. آگهی خوب، صادق و دقیق است و برای مخاطبش نوشته شده است. همان اصولی که در فصل یازدهم برای تولید محتوا یاد گرفتید، اینجا هم کار میکند:
تو یک مشاور املاک باتجربه هستی که آگهیهای صادقانه و جذاب مینویسد. با اطلاعات زیر یک آگهی فروش آپارتمان بنویس: - متراژ و تعداد اتاق: [متراژ]، [تعداد اتاق] - طبقه و سن بنا: [طبقه] از [کل طبقات]، [سن بنا] سال - امکانات: [آسانسور، پارکینگ، انباری و…] - محله و دسترسیها: [مثلاً نزدیک ایستگاه مترو، مدرسه و پارک] - نکتههای ویژه: [مثلاً بازسازیشده، نورگیر از دو طرف] مخاطب: زوجهای جوانی که اولین خانهشان را میخرند. خروجی: یک عنوان کوتاه، یک متن حداکثر ۸۰ کلمه برای سایتها و اپهای آگهی ملک، و یک نسخهٔ صمیمیتر برای کانال پیامرسان. فقط از اطلاعاتی که دادم استفاده کن و هیچ ویژگیای از خودت اضافه نکن. از کلمههای اغراقآمیز مثل «بینظیر» و «فرصت استثنایی» پرهیز کن.
جملهٔ «هیچ ویژگیای از خودت اضافه نکن» را جا نیندازید. هوش مصنوعی برای جذابتر کردن متن، گاهی «نورگیر عالی» را از خودش اضافه میکند؛ و خریداری که با این وعده بیاید و چیز دیگری ببیند، اعتمادش به شما را از دست میدهد. پیش از انتشار، آگهی را خطبهخط با واقعیت ملک تطبیق دهید.
جواب دادن به پیام مشتریها
مشاور املاک هر روز پیامهای زیادی میگیرد که بیشترشان شبیه هماند: «قیمت قطعیه؟»، «پارکینگ داره؟»، «کی میشه دید؟» برای اینها، یک بار از هوش مصنوعی بخواهید ده سؤال رایج دربارهٔ هر ملک را پیشبینی کند و جواب کوتاه بنویسد؛ و تأکید کنید هر جا جواب در اطلاعات شما نیست، بنویسد «باید از مالک بپرسم». برای پیامهای حساستر، مثل پیشنهاد قیمتی که خیلی پایین است، پیشنویس بخواهید:
من مشاور املاک هستم و این پیام را از یک مشتری گرفتهام. یک جواب کوتاه، مؤدبانه و حرفهای بنویس که [هدف؛ مثلاً توضیح بدهد قیمت قابل مذاکره است اما نه تا این حد، و او را برای بازدید دعوت کند]. لحن گرم ولی رسمی باشد و از سه جمله بیشتر نشود. پیام مشتری: [متن پیام، بدون نام و شمارهٔ تلفن مشتری]
پیشنویس را بخوانید، لحن خودتان را به آن اضافه کنید و بعد بفرستید. مشتری با شما معامله میکند، نه با یک ربات؛ پس جواب نهایی باید صدای شما را داشته باشد.
جمعبندی فصل
- هوش مصنوعی در خرید خانه دستیار مرتب کردن، آماده شدن و تمرین است؛ قیمت واقعی بازار را نمیداند و ملک را نمیبیند.
- برای مقایسهٔ آگهیها، متنها را با برچسب از هم جدا کنید، جدول بخواهید و تأکید کنید که جای خالی را با حدس پر نکند.
- پیش از بازدید، چکلیست و فهرست سؤال مخصوص شرایط خودتان بسازید و بعد از بازدید، یادداشتها را به همان جدول اضافه کنید.
- با نقشدهی، مذاکره را با شخصیتهای مختلف فروشنده تمرین کنید؛ اما «قیمت منصفانه» را از هوش مصنوعی نپذیرید.
- در بودجه و وام، فرمول و توضیح را از هوش مصنوعی بگیرید، محاسبه را به اکسل بسپارید و عدد نهایی را از بانک بپرسید.
- پیش از بارگذاری قرارداد، اطلاعات شخصی را حذف کنید. هوش مصنوعی برای فهمیدن قرارداد و آماده کردن سؤال است، نه جایگزین وکیل.
- فروشندهها و مشاوران املاک میتوانند آگهی صادق و حرفهای بنویسند و برای پیامها جواب آماده بسازند؛ به شرط اینکه هیچ ویژگی ساختگی به آگهی اضافه نشود.
در این فصل بارها پرامپتهای بلند نوشتید و هر بار از نو توضیح دادید که چه کسی هستید و چه میخواهید؛ در فصل پانزدهم یاد میگیریم چطور اینها را یک بار برای همیشه تنظیم کنیم و دستیار شخصی خودمان را بسازیم.
ابزارهای هوش مصنوعی، قیمتها و قوانین استفادهٔ آنها مرتب تغییر میکند. مطالب این کتاب جنبهٔ آموزشی دارد؛ پیش از هر تصمیم مالی، حقوقی یا پزشکی با متخصص مشورت کنید و مسئولیت رعایت قوانین هر سرویس با کاربر است.