در پیشگفتار گفتیم که اگر عجله دارید، میتوانید از همینجا شروع کنید. این پیوست همان جعبهابزار است: ۵۰ پرامپت آماده برای کارهایی که بیشتر ما هر هفته با آنها سروکار داریم؛ از ویرایش یک ایمیل گرفته تا مقایسهٔ آگهیهای خرید خانه.
همهٔ این پرامپتها با همان اصولی ساخته شدهاند که در بخش دوم کتاب یاد گرفتیم: یک نقش مشخص برای هوش مصنوعی، یک کار روشن و یک قالب برای جواب. پس اینها فقط پرامپت آماده نیستند؛ نمونههای خوبی هم هستند تا ببینید یک پرامپت خوب چه شکلی دارد.
چطور از این پرامپتها استفاده کنید؟
- ۱پرامپت را کپی کنید. هر پرامپت در یک کادر جداگانه آمده تا راحت کپی شود.
- ۲جاهای داخل کروشه را پر کنید. هر جا عبارتی مثل [موضوع] یا [متن خود را اینجا بچسبانید] دیدید، آن را همراه با خود کروشهها پاک کنید و اطلاعات خودتان را جایش بنویسید. چیزهایی که بعد از «مثلاً» آمدهاند فقط نمونهاند.
- ۳هر چه جزئیات بیشتر، جواب بهتر. «مخاطب: جوانها» خوب است؛ «مخاطب: دانشجوهای ۱۸ تا ۲۴ ساله که بودجهٔ کمی دارند» خیلی بهتر است.
- ۴جواب اول را پیشنویس ببینید. همانطور که در فصل هفتم دیدیم، با یکیدو پیام کوتاه مثل «کوتاهترش کن» یا «لحنش را صمیمیتر کن» جواب را به چیزی که میخواهید برسانید.
- ۵راحت تغییرشان دهید. اینها قالباند، نه قانون. بخشی را حذف کنید، شرطی اضافه کنید یا نقش را عوض کنید.
نوشتن و ویرایش
برای وقتهایی که میدانید چه میخواهید بگویید، اما میخواهید بهتر گفته شود.
۱. ویرایش و روانسازی متن
وقتی متنی نوشتهاید که حرفش درست است، اما خوشخوان نیست.
تو یک ویراستار باتجربهٔ فارسی هستی. متن زیر را ویرایش کن تا روانتر، کوتاهتر و خوشخوانتر شود. غلطهای املایی، نگارشی و فاصلهگذاری را هم درست کن. حرف اصلی و لحن نویسنده را تغییر نده و چیزی از خودت اضافه نکن. قالب جواب: اول متن ویرایششده را بیاور، بعد در یک فهرست کوتاه سه تغییر مهمی را که دادی توضیح بده. متن: [متن خود را اینجا بچسبانید]
۲. ایمیل رسمی از چند نکتهٔ پراکنده
وقتی میدانید چه میخواهید بگویید، اما وقت یا حوصلهٔ چیدن جملهها را ندارید.
تو یک دستیار اداری حرفهای هستی که ایمیلهای رسمی، مؤدبانه و کوتاه مینویسد. با نکتههای زیر یک ایمیل به [گیرنده و سمت او] بنویس. هدف ایمیل: [مثلاً پیگیری درخواستی که دو هفته پیش فرستادم]. نکتهها: - [نکتهٔ اول] - [نکتهٔ دوم] - [نکتهٔ سوم] قالب جواب: یک عنوان ایمیل کوتاه و گویا، متن ایمیل در حداکثر ۱۵۰ کلمه، و یک جملهٔ پایانی که قدم بعدی را روشن کند.
۳. عوض کردن لحن یک متن
وقتی یک پیام را باید برای مخاطب دیگری، با لحنی دیگر بفرستید.
تو یک نویسندهٔ چیرهدست هستی که میتواند یک پیام را با لحنهای مختلف بنویسد. متن زیر را برای [مخاطب، مثلاً مدیرعامل شرکت / گروه دوستان / مشتریها] بازنویسی کن. لحن مورد نظر: [رسمی / صمیمی / محترمانه اما قاطع]. محتوای پیام نباید عوض شود؛ فقط لحن و انتخاب کلمهها. دو نسخهٔ کوتاه و متفاوت بنویس تا یکی را انتخاب کنم. متن: [متن خود را اینجا بچسبانید]
۴. کوتاه کردن یک متن طولانی
وقتی متنتان از سقف کلمات یک فرم، آگهی یا پیام بیشتر شده است.
تو یک ویراستار هستی که در کوتاه کردن متن بدون از دست رفتن معنا تخصص دارد. متن زیر را به حدود [مثلاً ۱۰۰] کلمه برسان. همهٔ اطلاعات مهم، عددها و اسمها را نگه دار و توضیحهای تکراری و جملههای اضافه را حذف کن. قالب جواب: فقط متن کوتاهشده، بدون مقدمه و توضیح. متن: [متن خود را اینجا بچسبانید]
۵. ترجمهٔ روان، نه کلمهبهکلمه
وقتی متنی انگلیسی دارید و ترجمهای میخواهید که بوی ترجمه ندهد.
تو یک مترجم حرفهای انگلیسی به فارسی هستی. متن زیر را به فارسی روان و طبیعی ترجمه کن؛ طوری که خواننده حس نکند متن ترجمه است. مخاطب ترجمه: [مثلاً عموم مردم / متخصصان حوزهٔ ...]. اصطلاحهای تخصصی را بار اول به شکل «معادل فارسی (اصل انگلیسی)» بیاور. اگر جایی معنی دقیق متن مبهم بود، ترجمه را بنویس و زیر متن، در یک یادداشت کوتاه بگو کجا مطمئن نبودی. متن: [متن انگلیسی را اینجا بچسبانید]
۶. نامهٔ اداری یا درخواست کتبی
وقتی باید برای اداره، دانشگاه، بانک یا مدیرتان درخواستی رسمی بنویسید.
تو یک کارشناس امور اداری هستی که نامههای رسمی فارسی را با رعایت آداب نامهنگاری مینویسد. یک نامهٔ رسمی خطاب به [عنوان گیرنده، مثلاً مدیر محترم امور مشتریان بانک ...] بنویس. موضوع نامه: [مثلاً درخواست مرخصی / درخواست تقسیط بدهی / اعتراض به یک تصمیم]. دلیلها و توضیحات من: [توضیح کوتاه]. قالب جواب: سطر «موضوع»، سلام و احترام رسمی، متن اصلی در دو یا سه پاراگراف کوتاه، درخواست مشخص در پایان، و جای خالی برای نام و امضا.
۷. بازخورد صادقانه روی نوشتهٔ شما
وقتی قبل از فرستادن یک متن مهم، میخواهید یک نفر بیتعارف نقدش کند.
تو یک ویراستار سختگیر و صادق هستی، نه یک دوست تعارفی. نوشتهٔ زیر را از نگاه [مخاطب هدف] بخوان و نقد کن. هدف نوشته: [مثلاً قانع کردن مدیرم به اجرای یک طرح]. قالب جواب: ۱. سه نقطهٔ قوت، هر کدام در یک جمله. ۲. سه ضعف اصلی به ترتیب اهمیت، همراه با پیشنهاد مشخص برای اصلاح. ۳. یک جمله دربارهٔ اینکه نوشته به هدفش میرسد یا نه. فعلاً متن را بازنویسی نکن؛ فقط نقد کن. نوشته: [متن خود را اینجا بچسبانید]
تحقیق و یادگیری
برای وقتهایی که میخواهید چیزی را سریعتر بفهمید، عمیقتر یاد بگیرید یا درستیاش را بسنجید. اینها همراه فصل دهماند.
۸. خلاصهٔ یک مقاله
وقتی وقت خواندن کامل یک مقاله یا گزارش را ندارید، اما باید بدانید چه میگوید.
تو یک پژوهشگر باتجربه هستی که مقالهها را برای آدمهای پرمشغله خلاصه میکند. مقالهٔ زیر را بخوان و اینها را به فارسی ساده بنویس: ۱. حرف اصلی مقاله در یک جمله. ۲. پنج نکتهٔ کلیدی در قالب فهرست. ۳. یافتهها یا عددهای مهم، فقط اگر در خود متن آمدهاند. ۴. یک جمله دربارهٔ اینکه این مقاله به درد چه کسی میخورد. فقط از خود متن استفاده کن و چیزی از خودت اضافه نکن. مقاله: [متن مقاله را اینجا بچسبانید یا فایلش را پیوست کنید]
۹. توضیح یک مفهوم به زبان ساده
وقتی اصطلاحی را زیاد میشنوید ولی هیچوقت درست نفهمیدهاید یعنی چه.
تو یک معلم صبور هستی که سختترین مفهومها را با مثالهای روزمره توضیح میدهد. مفهوم [نام مفهوم، مثلاً تورم یا بلاکچین] را برای کسی توضیح بده که هیچ پیشزمینهای در این حوزه ندارد. قالب جواب: ۱. تعریف در دو جمله، بدون اصطلاح تخصصی. ۲. یک تشبیه از زندگی روزمره. ۳. یک مثال واقعی. ۴. یک اشتباه رایج دربارهٔ این مفهوم. در آخر یک سؤال کوتاه از من بپرس تا ببینی درست فهمیدهام یا نه.
۱۰. نقشهٔ راه یادگیری یک مهارت
وقتی میخواهید مهارت تازهای یاد بگیرید و نمیدانید از کجا شروع کنید.
تو یک مربی یادگیری هستی که برنامههای واقعبینانه میچیند. میخواهم [نام مهارت، مثلاً اکسل پیشرفته / مکالمهٔ انگلیسی] را یاد بگیرم. سطح فعلی من: [مبتدی / متوسط]. وقتی که دارم: روزی [مثلاً ۳۰ دقیقه]. هدفم: [مثلاً بتوانم گزارش ماهانهٔ کارم را خودم بسازم]. یک برنامهٔ [مثلاً هشتهفتهای] بنویس، در قالب جدولی با ستونهای: هفته، موضوع، تمرین عملی، نشانهٔ پیشرفت. اگر برای چیدن برنامه اطلاعات مهمی کم است، قبل از نوشتن از من سؤال کن.
۱۱. آزمونک برای سنجیدن خودتان
بعد از خواندن یک درس یا جزوه، برای اینکه مطمئن شوید واقعاً یادش گرفتهاید.
تو یک معلم دقیق هستی که برای مرور درس آزمون طراحی میکند. بر اساس متن زیر، ۱۰ سؤال چهارگزینهای بساز که فهم مطلب را بسنجد، نه فقط حفظ کردن را. سؤالها را یکییکی از من بپرس. بعد از هر جواب بگو درست بود یا نه و در یک جمله دلیلش را توضیح بده؛ بعد سؤال بعدی را بپرس. در پایان بگو در کدام بخشها ضعیفترم و چه چیزی را باید دوباره بخوانم. متن درس: [متن درس یا جزوه را اینجا بچسبانید]
۱۲. پرسیدن از یک سند طولانی
وقتی یک سند بلند دارید و فقط جواب یک سؤال مشخص را از آن میخواهید. سند اول آمده و سؤال آخر؛ همان ترفندی که در فصل هشتم دیدیم.
سند زیر را با دقت بخوان: [متن سند را اینجا بچسبانید یا فایلش را پیوست کنید] تو یک تحلیلگر دقیق هستی و فقط بر اساس همین سند جواب میدهی. سؤال من: [سؤال خود را بنویسید] برای هر ادعا، جملهٔ مربوط را عیناً از سند نقل کن. اگر جواب در سند نیامده، صریح بنویس «در این سند نیامده» و از اطلاعات خودت حدس نزن.
۱۳. تحقیق با منبع
برای موضوعهایی که به اطلاعات تازه نیاز دارند؛ در ابزاری که جستجوی وب دارد.
تو یک پژوهشگر دقیق هستی. با جستجو در وب، دربارهٔ [موضوع] تحقیق کن. میخواهم بدانم: [سؤال یا سؤالهای مشخص]. قالب جواب: ۱. خلاصهٔ یافتهها در پنج تا هفت نکته. ۲. برای هر نکته، منبعش را با نام سایت و تاریخ انتشار بیاور. ۳. جاهایی را که منابع با هم اختلاف دارند جداگانه مشخص کن. فقط از منابع معتبر و تا حد ممکن تازه استفاده کن. اگر برای نکتهای منبع محکمی پیدا نکردی، صریح بگو.
۱۴. راستیآزمایی یک جواب
بعد از هر جواب مهم؛ مخصوصاً وقتی عدد، تاریخ، قانون یا نام منبع در آن هست. این پرامپت را در ادامهٔ همان گفتگو بفرستید.
حالا نقش یک راستیآزمای سختگیر را بازی کن و جواب قبلیات را بررسی کن. ۱. همهٔ ادعاهای قابل بررسی را فهرست کن؛ یعنی عددها، تاریخها، نامها، قانونها و منبعها. ۲. کنار هر ادعا بنویس چقدر به آن مطمئنی: زیاد، متوسط یا کم. ۳. برای ادعاهایی که اطمینانت به آنها کم یا متوسط است، بگو خودم از کجا میتوانم درستیشان را چک کنم. اگر جایی اشتباه کردهای، صریح بگو و اصلاحش کن.
کار و کسبوکار
برای کارهای اداری و حرفهای که وقت زیادی میگیرند، اما الگوی ثابتی دارند.
۱۵. صورتجلسه از یادداشتهای پراکنده
بعد از جلسهای که در آن تند و نامرتب یادداشت برداشتهاید.
تو دبیر جلسهای منظم و دقیق هستی. یادداشتهای نامرتب زیر را به یک صورتجلسهٔ مرتب تبدیل کن. قالب جواب: - موضوع، تاریخ و حاضران، اگر در یادداشتها آمده - خلاصهٔ بحث در سه تا پنج نکته - تصمیمهای گرفتهشده - جدول کارها با ستونهای: کار، مسئول، مهلت اگر برای کاری مسئول یا مهلت مشخص نشده، در جدول بنویس «تعیین نشده». چیزی از خودت اضافه نکن. یادداشتها: [یادداشتهای جلسه را اینجا بچسبانید]
۱۶. تحلیل SWOT برای یک کسبوکار
وقتی میخواهید یک کسبوکار یا ایده را از چهار زاویه، یعنی قوت، ضعف، فرصت و تهدید، ببینید.
تو یک مشاور کسبوکار باتجربه هستی که بازار ایران را میشناسد. برای [کسبوکار یا ایدهٔ من، در یکیدو جمله] یک تحلیل SWOT بنویس. اطلاعات من: شهر [نام شهر]، مشتریان هدف [توضیح کوتاه]، سرمایه و امکانات [توضیح کوتاه]. قالب جواب: یک جدول با چهار بخش نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها؛ در هر بخش سه تا پنج مورد مشخص و مرتبط با شرایط من، نه کلیگویی. در پایان سه اقدام عملی برای ماه آینده پیشنهاد بده.
۱۷. تمرین مصاحبهٔ شغلی
چند روز قبل از یک مصاحبهٔ مهم، برای اینکه سر جلسه غافلگیر نشوید.
تو مدیر استخدام یک [نوع شرکت] هستی و میخواهی برای سمت [عنوان شغل] با من مصاحبه کنی. شرح شغل: [متن آگهی یا شرح کوتاه شغل] سابقهٔ من: [چند خط دربارهٔ تجربه و مهارتهایتان] مصاحبه را واقعی برگزار کن: هر بار فقط یک سؤال بپرس و منتظر جواب من بمان. بعد از هر جواب، در دو سه خط بازخورد بده و بگو چطور بهترش کنم. بعد از هشت سؤال، مصاحبه را تمام کن و نقاط قوت و ضعف مرا جمعبندی کن.
۱۸. بهتر کردن رزومه
وقتی رزومهتان را برای یک فرصت شغلی مشخص میفرستید.
تو یک کارشناس منابع انسانی هستی که هر روز دهها رزومه میخواند. رزومهٔ زیر را برای سمت [عنوان شغل] بررسی کن. ۱. پنج پیشنهاد مشخص برای بهتر شدنش بده، به ترتیب اهمیت. ۲. بخش «سوابق کاری» را بازنویسی کن؛ طوری که به جای فهرست وظایف، روی دستاوردها و نتیجههای قابل اندازهگیری تأکید کند. ۳. هر جا عدد یا نتیجهٔ مشخصی لازم است ولی در رزومه نیامده، عدد نساز؛ آنجا را با علامت ؟؟؟ مشخص کن تا خودم پر کنم. رزومه: [متن رزومه را اینجا بچسبانید؛ نشانی، تلفن و اطلاعات تماس را حذف کنید]
۱۹. جواب به مشتری ناراضی
وقتی پیام تندی از یک مشتری گرفتهاید و میخواهید آرام و حرفهای جواب بدهید.
تو مسئول پشتیبانی مشتری در یک [نوع کسبوکار] هستی؛ آرام، همدل و راهحلمحور. پیام مشتری را بخوان و جوابی بنویس که: - اول ناراحتی مشتری را به رسمیت بشناسد، بدون تعارفهای کلیشهای، - مشکل را بدون مقصر دانستن مشتری توضیح دهد، - یک راهحل مشخص پیشنهاد کند: [راهحلی که میتوانید بدهید، مثلاً تعویض کالا یا کد تخفیف]، - کوتاه باشد و حداکثر در شش جمله تمام شود. پیام مشتری: [متن پیام را بدون نام و شمارهٔ مشتری اینجا بچسبانید]
۲۰. نقد بیتعارف یک ایده
قبل از اینکه برای یک ایده پول و وقت بگذارید؛ پادزهر عادت «تعریف بیجا» که در فصل هشتم دیدیم.
تو یک سرمایهگذار باتجربه و بدبین هستی که کارش پیدا کردن ایراد ایدههاست. تعارف نکن و از ایده تعریف نکن. ایدهٔ من: [توضیح ایده در چند خط] ۱. پنج دلیل اصلی که ممکن است این ایده شکست بخورد، به ترتیب اهمیت. ۲. فرضهایی که من بدون دلیل درست فرض کردهام. ۳. ارزانترین و سریعترین راه برای امتحان کردن ایده، پیش از سرمایهگذاری جدی.
تولید محتوا
برای صفحههای اجتماعی، تبلیغات و هر جایی که باید مرتب حرف تازهای برای گفتن داشته باشید. اینها همراه فصل یازدهماند.
۲۱. کپشن اینستاگرام
وقتی عکس یا ویدیو آماده است و فقط متنش مانده.
تو یک کپیرایتر شبکههای اجتماعی هستی که برای کسبوکارهای کوچک ایرانی مینویسد. برای پستی دربارهٔ [موضوع پست، مثلاً معرفی محصول جدید] یک کپشن اینستاگرام بنویس. کسبوکار: [نوع کسبوکار]. مخاطب: [مثلاً خانمهای ۲۵ تا ۴۰ ساله]. لحن: [صمیمی / رسمی / شوخ]. قالب جواب: یک جملهٔ اول گیرا که کنجکاوی بسازد، متن اصلی در حداکثر ۸۰ کلمه، یک دعوت به اقدام روشن، و پنج هشتگ فارسی مرتبط. سه نسخهٔ متفاوت بنویس.
۲۲. تقویم محتوایی یکماهه
اول هر ماه، برای اینکه هر روز با سؤال «امروز چی بذارم؟» روبهرو نشوید.
تو یک مدیر محتوای باتجربه هستی. برای صفحهٔ [نام یا نوع صفحه] در [اینستاگرام / تلگرام / لینکدین] یک تقویم محتوایی یکماهه بچین. مخاطب: [مخاطب هدف]. هدف این ماه: [مثلاً جذب دنبالکنندهٔ جدید / فروش بیشتر]. تعداد پست در هفته: [مثلاً سه]. مناسبتهای این ماه که میخواهم در نظر بگیری: [مناسبتها و تاریخشان را خودتان بنویسید]. قالب جواب: جدولی با ستونهای روز، موضوع پست، نوع محتوا (عکس، ویدیو، اسلاید) و ایدهٔ اصلی در یک جمله.
۲۳. ده ایدهٔ محتوا
وقتی ذهنتان خالی است و ایدهٔ تازهای به فکرتان نمیرسد.
تو یک ایدهپرداز خلاق محتوا هستی. برای [نوع کسبوکار یا صفحه] با مخاطب [مخاطب هدف]، ۱۰ ایدهٔ محتوا پیشنهاد بده که آموزنده یا سرگرمکننده باشد، نه تبلیغ مستقیم. برای هر ایده بنویس: یک عنوان کوتاه، قالب پیشنهادی (پست، ویدیوی کوتاه یا اسلاید) و یک جمله دربارهٔ اینکه چرا مخاطب آن را ذخیره میکند یا برای دیگران میفرستد. از ایدههای تکراری و کلیشهای مثل «چند نکتهٔ مهم دربارهٔ ...» دوری کن.
۲۴. سناریوی ویدیوی کوتاه
وقتی میخواهید یک ویدیوی کوتاه بسازید و نمیدانید چه بگویید و چه نشان دهید.
تو یک سناریونویس ویدیوهای کوتاه برای شبکههای اجتماعی هستی. برای یک ویدیوی [مثلاً ۴۵] ثانیهای دربارهٔ [موضوع] سناریو بنویس. مخاطب: [مخاطب هدف]. لحن: [مثلاً صمیمی و پرانرژی]. قالب جواب: جدولی با ستونهای زمان (ثانیه)، تصویر یا صحنه، متنی که گفته میشود، و متن روی تصویر. سه ثانیهٔ اول باید آنقدر گیرا باشد که مخاطب ویدیو را رد نکند.
۲۵. نوشتن با لحن خودتان
وقتی متنهای هوش مصنوعی به نظرتان «ماشینی» است و میخواهید شبیه خودتان بنویسد؛ همان روش یاد دادن با مثال در فصل ششم.
تو دستیار نویسندگی من هستی و باید دقیقاً با لحن خود من بنویسی. در ادامه سه نمونه از نوشتههای قبلیام را میآورم. اول لحن، طول جملهها، کلمههای پرتکرار و شیوهٔ شروع و پایان متنهایم را در چند نکتهٔ کوتاه تحلیل کن. بعد با همین لحن، یک متن تازه دربارهٔ [موضوع متن جدید] بنویس. نمونهٔ ۱: [نوشتهٔ اول] نمونهٔ ۲: [نوشتهٔ دوم] نمونهٔ ۳: [نوشتهٔ سوم]
۲۶. پرامپت برای ساخت تصویر
وقتی میخواهید تصویری بسازید ولی نمیدانید چطور توصیفش کنید که نتیجه همان شود که در ذهن دارید.
تو یک کارگردان هنری هستی که برای ابزارهای ساخت تصویر توضیحهای دقیق و تصویری مینویسد. میخواهم تصویری بسازم برای [کاربرد، مثلاً پست معرفی کافه / جلد یک گزارش]. ایدهٔ کلی من: [یکیدو جمله توضیح]. یک پرامپت کامل برای ساخت این تصویر بنویس که اینها را مشخص کند: سوژهٔ اصلی، فضا و پسزمینه، نور و حالوهوا، سبک هنری، رنگهای غالب و شکل تصویر [مثلاً مربعی یا عمودی]. پرامپت را یک بار به فارسی و یک بار به انگلیسی بنویس. اگر قرار است متنی روی تصویر باشد، آن را خیلی کوتاه نگه دار.
برنامهریزی
برای روزها، هفتهها و هدفهایی که بدون برنامه از دست در میروند. اینها همراه فصل سیزدهماند.
۲۷. برنامهٔ یک روز شلوغ
صبح روزهایی که کارها روی هم تلنبار شده و نمیدانید از کدام شروع کنید.
تو یک مربی بهرهوری هستی که برنامههای واقعبینانه میچیند، نه برنامههای ایدهآل و نشدنی. کارهای امروز من اینهاست: [فهرست کارها، همراه با زمان تقریبی هر کدام اگر میدانید] قرارهای ثابت: [مثلاً جلسه ساعت ۱۱، کلاس ساعت ۱۸]. ساعت شروع و پایان روز کاری من: [مثلاً ۸ تا ۱۷]. یک برنامهٔ ساعتبهساعت بچین. کارهای سخت را در ساعتهایی بگذار که ذهن تازهتر است، بین کارها استراحت کوتاه بگذار و حدود ۲۰ درصد وقت را برای کارهای پیشبینینشده خالی نگه دار. قالب جواب: جدولی با ستونهای ساعت، کار و توضیح کوتاه.
۲۸. برنامهٔ مطالعه تا روز امتحان
وقتی امتحان یا کنکور نزدیک است و میخواهید وقت باقیمانده را درست تقسیم کنید.
تو یک مشاور تحصیلی باتجربه هستی. تا [نام امتحان، مثلاً امتحان پایانترم آمار] [تعداد] روز وقت دارم و هر روز حدود [تعداد] ساعت میتوانم درس بخوانم. مباحث و وضعیت من در هر کدام: [مثلاً فصل ۱: خوب، فصل ۲: متوسط، فصل ۳: هنوز نخواندهام] یک برنامهٔ روزبهروز بچین که مباحث ضعیفتر وقت بیشتری بگیرند، مرور منظم داشته باشد و دو روز آخر فقط به مرور و تست برسد. قالب جواب: جدولی با ستونهای روز، مبحث، نوع کار (خواندن، تست یا مرور) و مدت.
۲۹. شکستن یک هدف بزرگ به قدمهای کوچک
وقتی هدفی دارید که آنقدر بزرگ است که نمیدانید از کجا شروعش کنید.
تو یک مربی هدفگذاری هستی. هدف من: [مثلاً تا پایان سال یک فروشگاه اینترنتی کوچک راه بیندازم]. شرایط فعلی من: [وقت، بودجه و مهارتهایی که دارید]. این هدف را به سه تا پنج مرحلهٔ اصلی تقسیم کن و هر مرحله را به کارهایی بشکن که هر کدام در کمتر از دو ساعت انجام شود. برای هر مرحله یک نشانهٔ روشن بنویس که بفهمم آن را تمام کردهام. در پایان بگو همین هفته دقیقاً از کدام کار شروع کنم.
۳۰. اولویتبندی کارها
وقتی فهرست کارهایتان بلند است و همهشان «فوری» به نظر میرسند.
تو یک مدیر پروژهٔ باتجربه هستی. کارهای فهرست زیر را با روش «فوری و مهم» در چهار دسته بچین: ۱. فوری و مهم: همین حالا انجام شود. ۲. مهم اما غیرفوری: برایش زمان مشخص شود. ۳. فوری اما کماهمیت: به دیگری سپرده یا کوتاه شود. ۴. نه فوری، نه مهم: حذف شود. برای هر کار، دلیل دستهبندیاش را در یک جمله بنویس. اگر برای تصمیم دربارهٔ کاری اطلاعات کافی نداری، از من بپرس. فهرست کارها: [فهرست کارها، همراه با مهلت هر کدام اگر دارد]
۳۱. برنامهٔ سفر
چند هفته قبل از یک سفر، برای اینکه وقتتان در مقصد هدر نرود.
تو یک راهنمای سفر باتجربه هستی. برای یک سفر [تعداد] روزه به [مقصد] برنامه بچین. همسفرها: [مثلاً خانوادهٔ چهارنفره با دو بچهٔ کوچک]. بودجه: [کم / متوسط / راحت]. علاقهها: [مثلاً طبیعت، غذاهای محلی، جاهای تاریخی]. قالب جواب: برای هر روز، برنامهٔ صبح، ظهر و عصر، همراه با یک پیشنهاد غذا و زمان تقریبی جابهجاییها. چون اطلاعاتی مثل ساعت کار و قیمتها ممکن است عوض شده باشد، در پایان فهرست چیزهایی را بنویس که باید قبل از سفر خودم چک کنم.
۳۲. مرور هفتگی
آخر هر هفته، برای اینکه ببینید کجا ایستادهاید و هفتهٔ بعد را بهتر شروع کنید.
تو مربی شخصی من هستی و هر هفته کارهایم را با من مرور میکنی. گزارش این هفتهٔ من: - کارهایی که انجام دادم: [فهرست] - کارهایی که عقب افتاد: [فهرست] - چیزی که بیشتر از همه انرژیام را گرفت: [توضیح کوتاه] ۱. در سه جمله و بیتعارف بگو این هفته چطور گذشت. ۲. بگو آن کارها احتمالاً چرا عقب افتادند. ۳. سه کار اصلی هفتهٔ بعد را پیشنهاد کن و برای هر کدام زمان مشخصی در هفته پیشنهاد بده.
کدنویسی و اکسل
برای کسانی که برنامهنویس نیستند ولی با جدول و فایل و کارهای تکراری سروکار دارند؛ و برنامهنویسهایی که دنبال یک همکار سریعاند. اینها همراه فصل دوازدهماند.
۳۳. نوشتن فرمول اکسل
وقتی میدانید از جدولتان چه میخواهید، اما نمیدانید چه فرمولی بنویسید.
تو یک متخصص اکسل هستی که به آدمهای غیرفنی کمک میکند. جدول من این ستونها را دارد: [مثلاً ستون A: نام مشتری، ستون B: تاریخ خرید، ستون C: مبلغ]. دادهها از ردیف [۲] تا [۵۰۰] است و با [اکسل / گوگل شیت] کار میکنم. میخواهم: [توضیح ساده، مثلاً جمع خرید هر مشتری در ماه گذشته را در ستون E ببینم]. قالب جواب: فرمول آماده برای کپی، توضیح قدمبهقدم اینکه هر بخش فرمول چه میکند، و یک مثال کوچک که نشان دهد فرمول درست کار میکند.
۳۴. توضیح یک فرمول یا کد
وقتی فرمول یا کدی به دستتان رسیده و میخواهید بفهمید دقیقاً چه کار میکند.
تو یک معلم برنامهنویسی صبور هستی و برای کسی توضیح میدهی که برنامهنویس نیست. کد یا فرمول زیر را خطبهخط و به فارسی ساده توضیح بده: هر بخش چه کار میکند و چرا آنجاست. در پایان، در یک جمله بگو کل این کد یا فرمول در مجموع چه کاری انجام میدهد. اگر نقطهٔ ضعف یا خطای احتمالی در آن میبینی، آن را هم بگو. [کد یا فرمول را اینجا بچسبانید]
۳۵. پیدا کردن و رفع خطا
وقتی کد یا فرمولتان خطا میدهد یا کاری را که انتظار دارید انجام نمیدهد.
تو یک برنامهنویس ارشد هستی که در پیدا کردن خطا تجربهٔ زیادی دارد. زبان یا ابزار: [مثلاً پایتون / جاوااسکریپت / اکسل]. انتظار داشتم این اتفاق بیفتد: [رفتار مورد انتظار] اما این اتفاق افتاد: [رفتار فعلی یا متن کامل پیام خطا] ۱. اول به زبان ساده بگو علت احتمالی خطا چیست. ۲. نسخهٔ اصلاحشدهٔ کد را بنویس و تغییرها را مشخص کن. ۳. بگو چطور مطمئن شوم مشکل واقعاً حل شده است. کد: [کد را اینجا بچسبانید؛ رمزها و کلیدهای API را از آن حذف کنید]
۳۶. ساخت یک ابزار کوچک بدون برنامهنویسی
وقتی یک ابزار سادهٔ شخصی لازم دارید و برنامهنویسی بلد نیستید.
تو یک برنامهنویس وب هستی و برای کسی ابزار میسازی که هیچ دانش برنامهنویسی ندارد. یک ابزار ساده میخواهم که: [توضیح، مثلاً هزینههای روزانه را بگیرد و جمع ماهانه را نشان دهد]. کل ابزار را در یک فایل HTML بنویس که فقط با باز کردن در مرورگر کار کند و به نصب هیچ چیزی نیاز نداشته باشد. ظاهرش ساده و مرتب باشد و متنهایش فارسی و راستبهچپ. بعد از کد، قدمبهقدم توضیح بده چطور آن را ذخیره کنم و باز کنم.
۳۷. خودکار کردن یک کار تکراری
وقتی کاری را هر روز یا هر هفته دستی و با حوصله انجام میدهید و مطمئنید راه سریعتری هم هست.
تو یک متخصص خودکارسازی هستی که برای کاربران غیرفنی راهحلهای ساده پیدا میکند. این کار را هر [روز / هفته] دستی انجام میدهم: [توضیح کار، مثلاً تغییر نام صدها عکس بر اساس تاریخ]. سیستم من: [ویندوز / مک]. ابزارهایی که دارم: [مثلاً اکسل دارم، پایتون ندارم]. ۱. سادهترین راه خودکار کردن این کار را پیشنهاد بده. ۲. اگر به کد نیاز است، کد کامل را بنویس و قدمبهقدم بگو کجا و چطور اجرایش کنم. ۳. بگو چطور قبل از اجرا روی فایلهای اصلی، آن را روی یک نسخهٔ کپی امتحان کنم.
۳۸. مرتب کردن دادهٔ شلوغ در جدول
وقتی اطلاعاتی دارید که پراکنده و بینظم نوشته شده و باید جدول شود.
تو یک تحلیلگر داده هستی که اطلاعات نامرتب را مرتب میکند. متن زیر اطلاعات [مثلاً هزینههای ماه / موجودی انبار] است که شلوغ و بینظم نوشته شده. آن را به جدولی با ستونهای [نام ستونها] تبدیل کن. تاریخها را یکدست کن، عددها را با یک نوع رقم بنویس و ردیفهای تکراری را حذف کن. هر جا اطلاعاتی ناقص یا مبهم است، خانه را خالی بگذار و زیر جدول فهرستش کن. چیزی را حدس نزن. دادهها: [متن را اینجا بچسبانید]
زندگی روزمره
برای کارهای کوچک و بزرگ خانه و زندگی که فکر کردن به آنها وقت و انرژی میبرد.
۳۹. برنامهٔ غذایی هفتگی و فهرست خرید
آخر هفته، برای اینکه هر روز با سؤال «امشب چی بپزیم؟» کلنجار نروید.
تو یک کارشناس آشپزی خانگی هستی که غذاهای ساده، اقتصادی و ایرانی پیشنهاد میدهد. برای [تعداد] نفر یک برنامهٔ غذایی هفتروزه، شامل ناهار و شام، بچین. شرایط ما: [مثلاً یک نفر به لبنیات حساسیت دارد، وقت آشپزی روزی حداکثر یک ساعت است]. تا جای ممکن از این موادی که در خانه داریم استفاده کن: [فهرست مواد موجود]. قالب جواب: یک جدول هفتروزه، و بعد یک فهرست خرید که بر اساس قسمتهای فروشگاه (میوه و سبزی، لبنیات، گوشت و پروتئین، خشکبار و غیره) دستهبندی شده باشد.
۴۰. بودجهٔ ماهانهٔ خانه
وقتی میخواهید بدانید پولتان کجا میرود و کجا میشود صرفهجویی کرد.
تو یک برنامهریز بودجهٔ خانواده هستی که با زبان ساده حرف میزند. درآمد ماهانهٔ خانوادهٔ ما حدود [مبلغ] است و هزینههای ماه گذشته اینها بوده: [فهرست هزینهها با مبلغ تقریبی] ۱. هزینهها را در سه دسته بچین: ضروری، مهم، قابل کاهش؛ و سهم هر دسته از درآمد را به درصد حساب کن. ۲. محاسبهها را قدمبهقدم نشان بده تا خودم بتوانم چکشان کنم. ۳. سه پیشنهاد عملی برای کم کردن هزینهها بده که با زندگی ما جور باشد. ۴. یک جدول ساده برای پیگیری بودجهٔ ماه بعد پیشنهاد کن.
۴۱. انتخاب هدیه
وقتی مناسبتی نزدیک است و هیچ ایدهای برای هدیه ندارید.
تو یک مشاور خرید خوشسلیقه هستی. دنبال هدیه برای [نسبت، مثلاً مادرم / همکارم] به مناسبت [مناسبت] هستم. دربارهٔ او: [سن تقریبی، علاقهها، سبک زندگی]. بودجهٔ من: [مبلغ یا بازه]. ۱۰ ایدهٔ هدیه پیشنهاد بده، در سه دسته: کاربردی، تجربهای (مثل کلاس یا بلیت) و شخصیشده. کنار هر ایده در یک جمله بنویس چرا به این آدم میخورد. از ایدههای کلیشهای دوری کن، مگر اینکه دلیل خاصی داشته باشد.
۴۲. عیبیابی یک وسیلهٔ خانگی
وقتی وسیلهای در خانه ایراد پیدا کرده و میخواهید قبل از خبر کردن تعمیرکار، بدانید ماجرا چیست.
تو یک تعمیرکار باتجربهٔ لوازم خانگی هستی که همیشه اول به ایمنی فکر میکند. وسیله: [نوع وسیله، مثلاً ماشین لباسشویی]. مشکل: [توضیح دقیق؛ از کی شروع شده، چه صدایی میدهد یا چه پیامی نشان میدهد]. ۱. محتملترین علتها را از ساده به پیچیده فهرست کن. ۲. برای هر علت، کارهایی را بگو که خودم بیخطر میتوانم چک کنم. ۳. صریح بگو کجا باید دست نگه دارم و تعمیرکار خبر کنم؛ مخصوصاً هر جا پای برق، گاز یا آب در میان است.
۴۳. آماده شدن برای یک گفتگوی سخت
قبل از حرف زدن دربارهٔ موضوعی حساس؛ از درخواست افزایش حقوق تا اختلاف با صاحبخانه.
تو یک مشاور ارتباطات هستی که به آدمها کمک میکند گفتگوهای سخت را محترمانه و روشن پیش ببرند. باید با [طرف گفتگو، مثلاً صاحبخانه / مدیرم / یکی از اعضای خانواده] دربارهٔ [موضوع] حرف بزنم. چیزی که میخواهم به آن برسم: [هدف]. نگرانیام این است که: [نگرانی]. ۱. سه جملهٔ اول گفتگو را برایم بنویس. ۲. سه واکنش احتمالی طرف مقابل را بنویس و برای هر کدام یک جواب آرام پیشنهاد کن. ۳. بعد نقش طرف مقابل را بازی کن تا تمرین کنیم؛ هر بار فقط یک جمله بگو و منتظر جواب من بمان.
۴۴. مقایسه و انتخاب بین چند گزینهٔ خرید
وقتی بین چند مدل گوشی، لپتاپ یا هر کالای دیگری ماندهاید.
تو یک کارشناس بیطرف خرید هستی. میخواهم یکی از این گزینهها را بخرم: [گزینهٔ اول]، [گزینهٔ دوم]، [گزینهٔ سوم]. کاربرد من: [مثلاً گوشی برای عکاسی و کارهای روزمره]. بودجه: [مبلغ یا بازه]. مهمترین چیز برایم: [مثلاً عمر باتری]. ۱. یک جدول مقایسه با معیارهایی بساز که برای کاربرد من مهماند. ۲. در سه جمله بگو کدام را پیشنهاد میکنی و چرا. ۳. چون مشخصات و قیمتها ممکن است تغییر کرده باشد، فهرست چیزهایی را بنویس که باید قبل از خرید خودم چک کنم.
خرید خانه و ملک
و در آخر، پرامپتهایی برای یکی از بزرگترین تصمیمهای زندگی: خرید خانه. این پرامپتها از روشن کردن نیازها تا خواندن قرارداد همراهتان هستند و مکمل فصل چهاردهماند.
۴۵. روشن کردن نیازها و اولویتهای خانه
قبل از اینکه حتی یک آگهی ببینید؛ تا بدانید دقیقاً دنبال چه هستید.
تو یک مشاور باتجربهٔ خرید مسکن هستی که با خریداران خانهٔ اول کار میکند. میخواهم برای اولین بار خانه بخرم. با پرسیدن سؤالهای کوتاه کمکم کن نیازهایم را روشن کنم؛ از جمله تعداد اعضای خانواده، محل کار، بودجه، متراژ، محله، امکانات ضروری و چیزهایی که میتوانم از آنها بگذرم. هر بار فقط یک یا دو سؤال بپرس و منتظر جواب من بمان. در پایان یک «برگهٔ نیازها» بنویس با سه بخش: ضروریها، خوب است داشته باشد، و خط قرمزها.
۴۶. مقایسهٔ چند آگهی
وقتی چند آگهی نظرتان را گرفته و میخواهید آنها را منظم و کنار هم ببینید.
تو یک کارشناس باتجربهٔ بازار مسکن هستی و به خریدار خانهٔ اول کمک میکنی. متن چند آگهی فروش را در ادامه میآورم. اولویتهای من: [مثلاً نزدیکی به مترو، پارکینگ، آسانسور]. بودجهام حدود [مبلغ] است. ۱. اطلاعات آگهیها را در یک جدول کنار هم بگذار: قیمت، متراژ، قیمت هر متر، سن بنا، طبقه و امکانات. محاسبهٔ قیمت هر متر را هم نشان بده. ۲. اطلاعاتی را که در هر آگهی نیامده مشخص کن. ۳. نکتههای مبهم یا مشکوک هر آگهی را بنویس. ۴. برای هر ملک سه سؤال بنویس که باید قبل از بازدید از فروشنده یا مشاور املاک بپرسم. آگهیها: [متن آگهیها را اینجا بچسبانید؛ شماره تلفنها را حذف کنید]
۴۷. چکلیست بازدید از ملک
شب قبل از بازدید، تا چیز مهمی از چشمتان نیفتد.
تو یک کارشناس ساختمان و مشاور خرید مسکن هستی. قرار است از یک [آپارتمان / خانهٔ ویلایی] حدوداً [تعداد] ساله در [شهر] بازدید کنم. یک چکلیست بازدید برایم بنویس که روی گوشیام داشته باشم و حین بازدید تیک بزنم. دستهها: سازه و ترکها، رطوبت و نم، تأسیسات (آب، برق، گاز، گرمایش و سرمایش)، نور و تهویه، مشاعات و پارکینگ، ساختمان و همسایهها، محله. برای هر دسته چهار تا شش مورد مشخص بنویس، همراه با سؤالی که باید از فروشنده بپرسم. در پایان بگو برای کدام موارد بهتر است یک کارشناس فنی همراهم باشد.
۴۸. محاسبهٔ بودجه و اقساط
وقتی میخواهید ببینید با پسانداز و درآمدتان، چه وامی و چه قسطی واقعبینانه است.
تو یک برنامهریز مالی خانواده هستی که محاسبهها را شفاف و قدمبهقدم انجام میدهد. اطلاعات من: - پسانداز آماده برای خرید: [مبلغ] - درآمد خالص ماهانهٔ خانواده: [مبلغ] - هزینههای ثابت ماهانه: [مبلغ] - وام مورد نظر: [مبلغ وام]، با نرخ سود سالانهٔ [درصد] و مدت بازپرداخت [تعداد] ماه ۱. قسط ماهانه را حساب کن و فرمولی را که به کار بردی، با جایگذاری عددها نشان بده. ۲. بگو این قسط چند درصد از درآمد ماهانهٔ ماست و بعد از پرداخت قسط و هزینههای ثابت، چقدر باقی میماند. ۳. همین محاسبه را برای دو حالت دیگر هم انجام بده، یکی با وام کمتر و یکی با مدت طولانیتر، و هر سه حالت را در یک جدول مقایسه کن. ۴. یک فرمول اکسل بنویس تا خودم بتوانم عددها را عوض کنم و نتیجه را ببینم.
۴۹. آماده شدن برای مذاکره
بعد از بازدید و پیش از نشستن پای میز معامله.
تو یک مشاور باتجربهٔ مذاکره در معاملات ملک هستی. میخواهم دربارهٔ قیمت یک ملک با فروشنده مذاکره کنم. مشخصات ملک: [متراژ، محله، سن بنا و امکانات]. قیمت پیشنهادی فروشنده: [مبلغ]. سقف بودجهٔ من: [مبلغ]. چیزهایی که در بازدید دیدم: [مثلاً نم در دیوار آشپزخانه، نیاز به نوسازی حمام]. ۱. نکتههایی را که میتوانم بهعنوان دلیل منطقی برای پیشنهاد قیمت پایینتر مطرح کنم فهرست کن. ۲. یک پیشنهاد اول، یک قیمت هدف و یک حد نهایی برای من پیشنهاد کن و منطق هر کدام را توضیح بده. ۳. چند جملهٔ مؤدبانه و محکم برای شروع مذاکره بنویس. ۴. بعد نقش فروشنده را بازی کن تا تمرین کنیم؛ هر بار فقط یک جمله بگو و منتظر جواب من بمان.
۵۰. فهم بندهای قرارداد
وقتی پیشنویس قولنامه یا قرارداد اجاره در دستتان است و میخواهید پیش از مشورت با کارشناس، آن را بهتر بفهمید.
تو یک دستیار حقوقی هستی که متنهای قراردادی را به زبان ساده توضیح میدهد. میدانم که وکیل من نیستی و نتیجه را با یک کارشناس چک میکنم. متن زیر یک [قولنامه / قرارداد اجاره] است. اسمها و مشخصات شخصی را حذف کردهام و به جایشان «فروشنده»، «خریدار» و «ملک» گذاشتهام. ۱. هر بند را در یکیدو جملهٔ ساده توضیح بده. ۲. بندهایی را که ممکن است بعداً برای [خریدار / مستأجر] دردسرساز شود، با ذکر دلیل مشخص کن. ۳. چیزهای مهمی را که معمولاً در چنین قراردادی هست اما در این متن نیامده فهرست کن. ۴. سؤالهایی را بنویس که باید از مشاور املاک یا وکیل بپرسم. متن قرارداد: [متن قرارداد را بدون اطلاعات شخصی اینجا بچسبانید]
پرامپت پنجاهویکم را خودتان بنویسید
این ۵۰ پرامپت نقطهٔ شروعاند، نه پایان. اگر دقت کرده باشید، همه یک اسکلت مشترک دارند. هر وقت برای کاری پرامپت آماده پیدا نکردید، همین اسکلت را پر کنید:
تو یک [نقش یا تخصص] هستی. کار تو: [کاری که میخواهی انجام شود، با جزئیات]. زمینه: [اطلاعاتی که برای جواب خوب لازم است؛ مخاطب، هدف، محدودیتها]. قالب جواب: [فهرست / جدول / متن کوتاه، و حدود طول آن]. اگر اطلاعاتی کم است، قبل از جواب دادن از من سؤال کن.
و هر پرامپتی را که جواب خوبی داد، چه از این پیوست و چه ساختهٔ خودتان، در دفترچهٔ پرامپت خودتان نگه دارید؛ همان دفترچهای که در فصل چهارم شروعش کردیم و در فصل پانزدهم به یک کتابخانهٔ شخصی تبدیلش کردیم. این دفترچه کمکم به باارزشترین ابزار کارتان تبدیل میشود.
ابزارهای هوش مصنوعی، قیمتها و قوانین استفادهٔ آنها مرتب تغییر میکند. مطالب این کتاب جنبهٔ آموزشی دارد؛ پیش از هر تصمیم مالی، حقوقی یا پزشکی با متخصص مشورت کنید و مسئولیت رعایت قوانین هر سرویس با کاربر است.