بخش دوم: هنر پرامپت‌نویسی · فصل ۵

پرامپت چیست و چرا مهم است؟

قانون «ورودی مبهم، خروجی مبهم» و آناتومی یک پرامپت خوب، با مثال‌های قبل و بعد.

۱۱ دقیقه مطالعه · فصل ۶ از ۱۹

تصور کنید وارد یک نانوایی می‌شوید و فقط می‌گویید «نان». نانوا مکث می‌کند: «سنگک؟ بربری؟ چندتا؟ کنجدی باشد یا ساده؟» حالا تصور کنید نانوا به‌جای پرسیدن، همین‌طوری یک نان دستتان بدهد. احتمالاً نانی می‌گیرید که می‌شود خورد، ولی آن چیزی نیست که دلتان می‌خواست. هوش مصنوعی دقیقاً همین نانوای خوش‌نیت است، با این تفاوت که معمولاً سؤال نمی‌پرسد؛ با هر اطلاعاتی که به او بدهید، بهترین حدسش را می‌زند و جواب می‌دهد.

در بخش اول کتاب، اکانت ساختید و راه ورود را یاد گرفتید. از این فصل وارد مهم‌ترین مهارت این کتاب می‌شویم: پرامپت‌نویسی؛ یعنی هنر درست خواستن.

پرامپت دقیقاً چیست؟

پرامپت (Prompt) هر چیزی است که شما در جعبهٔ متن هوش مصنوعی می‌نویسید و دکمهٔ ارسال را می‌زنید. یک سؤال ساده پرامپت است، یک دستور هم پرامپت است، یک متن طولانی که کپی کرده‌اید و زیرش نوشته‌اید «این را خلاصه کن» هم پرامپت است.

پس پرامپت چیز عجیب یا فنی‌ای نیست. شما احتمالاً تا همین الان ده‌ها پرامپت نوشته‌اید. سؤال این نیست که پرامپت بنویسید یا نه؛ سؤال این است که خوب بنویسید یا سرسری.

یک مقایسهٔ ساده کمک می‌کند. هوش مصنوعی را مثل یک کارمند تازه‌واردِ بسیار باهوش تصور کنید که:

  • تقریباً دربارهٔ هر موضوعی اطلاعات دارد،
  • خیلی سریع کار می‌کند و هیچ‌وقت خسته نمی‌شود،
  • اما شما را نمی‌شناسد؛ نمی‌داند کجا کار می‌کنید، مخاطبتان کیست، سلیقه‌تان چیست و این متن را برای چه می‌خواهید.

هر چیزی که در ذهن شماست و در پرامپت نیامده، برای هوش مصنوعی وجود ندارد. او ذهن‌خوان نیست. جای خالی‌ها را با «حالت معمولی و متوسط» پر می‌کند، و حالت معمولی و متوسط تقریباً هیچ‌وقت همان چیزی نیست که شما می‌خواهید.

قانون طلایی: ورودی مبهم = خروجی مبهم

اگر از کل این بخش فقط یک جمله یادتان بماند، بگذارید این باشد:

ورودی مبهم = خروجی مبهم.

برنامه‌نویس‌ها اصطلاح مشابهی دارند: «آشغال بدهی، آشغال می‌گیری». ما مؤدبانه‌ترش را می‌گوییم: هوش مصنوعی آینه است. اگر درخواست شما کلی باشد، جوابش هم کلی است. اگر درخواستتان دقیق و حساب‌شده باشد، جواب هم دقیق و به‌دردبخور می‌شود.

بیایید با یک مثال واقعی ببینیم. فرض کنید صاحب یک آموزشگاه زبان در شیراز هستید و می‌خواهید برای ترم تابستانی تبلیغ کنید.

قبل:

پرامپت
یک متن تبلیغاتی بنویس.

جوابی که می‌گیرید احتمالاً چیزی شبیه این است: «آیا به دنبال فرصتی بی‌نظیر هستید؟ ما بهترین خدمات را با بالاترین کیفیت ارائه می‌دهیم!» متنی که برای هر کسب‌وکاری در هر جای دنیا می‌شود استفاده کرد، و دقیقاً به همین دلیل، به درد هیچ‌کس نمی‌خورد.

بعد:

پرامپت
من مدیر یک آموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز هستم. برای ترم تابستانی کودکان ۸ تا ۱۲ سال ثبت‌نام داریم. یک متن تبلیغاتی کوتاه (حداکثر ۸۰ کلمه) برای استوری اینستاگرام بنویس که مخاطبش پدر و مادرها باشند. روی این سه نکته تأکید کن: کلاس‌های کم‌جمعیت (حداکثر ۸ نفر)، معلم‌های باحوصله و کلاس آزمایشی رایگان. لحن گرم و صمیمی باشد، نه شعاری. در آخر یک دعوت به اقدام بگذار که بگوید برای کلاس آزمایشی پیام بدهند.

این بار جواب، متنی است که تقریباً آمادهٔ انتشار است. چه چیزی عوض شد؟ هوش مصنوعی که همان هوش مصنوعی بود. فقط شما اطلاعات بیشتری به او دادید.

چرا هوش مصنوعی خودش نمی‌فهمد؟

سؤال منطقی‌ای است. وقتی این ابزارها این‌قدر باهوش‌اند، چرا باید این‌همه توضیح بدهیم؟

جواب این است که هوش با اطلاعات فرق دارد. باهوش‌ترین مشاور دنیا هم اگر نداند شما برای عروسی دنبال لباس هستید یا برای کوهنوردی، نمی‌تواند لباس مناسب پیشنهاد بدهد. هوش مصنوعی دانش عمومی زیادی دارد، اما دربارهٔ موقعیت خاص شما فقط همان را می‌داند که خودتان بگویید.

یک نکتهٔ دیگر هم هست: وقتی درخواست مبهم است، هوش مصنوعی معمولاً ایمن‌ترین و کلی‌ترین جواب را انتخاب می‌کند؛ جوابی که برای بیشترین تعداد آدم کمابیش درست باشد. این جواب غلط نیست، ولی شخصی هم نیست. برای اینکه جواب «مال شما» بشود، باید خودتان را در پرامپت بگذارید.

آناتومی یک پرامپت خوب

خبر خوب این است که لازم نیست هر بار از صفر فکر کنید. تقریباً همهٔ پرامپت‌های خوب از چند تکهٔ ثابت ساخته شده‌اند. هر چه تکه‌های بیشتری از این فهرست را در پرامپتتان بگذارید، جواب بهتری می‌گیرید:

تکهسؤالی که جواب می‌دهدمثال
زمینه (Context)موقعیت چیست؟ من کی هستم؟«من صاحب یک کافهٔ کوچک در رشت هستم»
هدف (Goal)دقیقاً چه می‌خواهم؟«می‌خواهم منوی جدید را معرفی کنم»
مخاطب (Audience)این را چه کسی می‌خواند؟«دانشجوهای دانشگاه گیلان»
قالب (Format)جواب چه شکلی باشد؟«یک پست اینستاگرام با ۵ بند کوتاه»
محدودیت‌ها (Constraints)چه چیزهایی باید باشد یا نباشد؟«زیر ۱۰۰ کلمه، بدون ایموجی، بدون کلمات انگلیسی»

بیایید هر کدام را جداگانه ببینیم.

زمینه: صحنه را بچینید

زمینه یعنی هر اطلاعاتی که هوش مصنوعی برای فهمیدن موقعیت شما لازم دارد: شغلتان، شهرتان، مشکلی که دارید، کارهایی که قبلاً کرده‌اید.

قبل:

پرامپت
برای سرماخوردگی چه کنم؟

بعد:

پرامپت
من یک مادر ۳۵ ساله هستم و پسر ۶ ساله‌ام از دیروز آبریزش بینی و کمی سرفه دارد، ولی تب ندارد و بازی می‌کند. می‌خواهم بدانم در خانه چه کارهای ساده‌ای برای راحت‌تر شدنش انجام بدهم و چه علائمی نشان می‌دهد باید حتماً به پزشک مراجعه کنیم.

در نسخهٔ دوم، هوش مصنوعی می‌داند مریض یک کودک است، علائم چیست و شما دنبال دو چیز مشخص هستید: مراقبت خانگی و علامت‌های هشدار. جواب، هدفمند و کاربردی می‌شود.

هدف: بگویید دقیقاً چه می‌خواهید

خیلی وقت‌ها موضوع را می‌گوییم ولی هدف را نه. «دربارهٔ بیمهٔ تکمیلی» موضوع است؛ «می‌خواهم بین دو بیمهٔ تکمیلی که شرکتم پیشنهاد داده یکی را انتخاب کنم» هدف است.

قبل:

پرامپت
دربارهٔ اجارهٔ خانه بگو.

بعد:

پرامپت
قرارداد اجارهٔ من دو ماه دیگر تمام می‌شود و صاحبخانه گفته اجاره را زیاد می‌کند. می‌خواهم برای مذاکره با او آماده شوم. چه نکاتی را باید قبل از صحبت بررسی کنم و چطور مؤدبانه ولی محکم چانه بزنم؟

مخاطب: چه کسی قرار است بخواند؟

یک مفهوم را می‌شود برای یک بچهٔ دبستانی یک‌جور توضیح داد و برای یک استاد دانشگاه جور دیگر. اگر مخاطب را نگویید، هوش مصنوعی معمولاً برای «یک بزرگسال متوسط» می‌نویسد.

قبل:

پرامپت
تورم را توضیح بده.

بعد:

پرامپت
تورم را برای دخترم که کلاس پنجم است توضیح بده. از مثال‌های روزمره مثل قیمت پفک و بستنی استفاده کن و جمله‌ها کوتاه باشند.

همین یک جملهٔ اضافه، لحن، کلمات و مثال‌ها را کاملاً عوض می‌کند. همین موضوع را می‌توانید برای «همکارانی که پیش‌زمینهٔ اقتصادی ندارند» یا «دانشجوی ارشد اقتصاد» هم بخواهید و سه جواب کاملاً متفاوت بگیرید.

قالب: جواب چه شکلی باشد؟

قالب یعنی ظاهر جواب: پاراگراف یا فهرست؟ جدول یا متن؟ ایمیل یا پیامک؟ سه خط یا سه صفحه؟ اگر قالب را نگویید، هوش مصنوعی خودش انتخاب می‌کند، و معمولاً سراغ فهرست‌های طولانی با تیترهای زیاد می‌رود.

قبل:

پرامپت
سه گوشی میان‌رده را با هم مقایسه کن.

بعد:

پرامپت
سه گوشی میان‌ردهٔ رایج در بازار را برای من مقایسه کن. جواب را به شکل یک جدول بده با این ستون‌ها: دوربین، باتری، کیفیت صفحه‌نمایش، نقطهٔ ضعف اصلی. زیر جدول در دو جمله بگو برای کسی که بیشتر عکاسی می‌کند کدام بهتر است.

چند قالب پرکاربرد که می‌توانید درخواست کنید:

  • جدول: برای مقایسه.
  • فهرست شماره‌دار: برای مراحل و دستورالعمل.
  • چند پاراگراف کوتاه: برای توضیح یک مفهوم.
  • یک جمله یا یک خط: وقتی فقط جواب خالص می‌خواهید.
  • قالب آماده: ایمیل، پیامک، کپشن، متن سخنرانی، برنامهٔ هفتگی.

محدودیت‌ها: مرزها را مشخص کنید

محدودیت‌ها همان «بایدها و نبایدها» هستند: طول متن، لحن، کلماتی که نباید استفاده شود، چیزهایی که حتماً باید باشد.

قبل:

پرامپت
یک پیام تسلیت برای همکارم بنویس.

بعد:

پرامپت
پدر همکارم فوت کرده. یک پیام تسلیت کوتاه برای واتس‌اپ بنویس. حداکثر سه جمله، محترمانه و صادقانه. از جمله‌های کلیشه‌ای و خیلی ادبی استفاده نکن و ایموجی هم نگذار. ما رابطهٔ کاری خوبی داریم ولی خیلی صمیمی نیستیم.

محدودیت‌ها مخصوصاً وقتی مفیدند که قبلاً جواب نامطلوب گرفته‌اید. اگر ChatGPT همیشه برایتان ایموجی می‌گذارد، صریحاً بنویسید «بدون ایموجی». اگر جواب‌ها زیادی طولانی‌اند، بنویسید «حداکثر ۱۰۰ کلمه».

یک پرامپت کامل، تکه‌به‌تکه

حالا همهٔ تکه‌ها را کنار هم بگذاریم. فرض کنید کارمند یک شرکت پخش در تبریز هستید و باید گزارش ماهانه را برای مدیرتان ایمیل کنید.

قبل:

پرامپت
یک ایمیل برای گزارش فروش بنویس.

بعد:

پرامپت
من کارشناس فروش یک شرکت پخش مواد غذایی در تبریز هستم. (زمینه)
می‌خواهم گزارش فروش مهرماه را برای مدیر فروش ایمیل کنم. فروش ما نسبت به ماه قبل ۱۲ درصد بیشتر شده، اما دو مشتری بزرگمان سفارش‌هایشان را کم کرده‌اند. (هدف)
مدیر ما آدم پرمشغله‌ای است و ایمیل‌های طولانی را کامل نمی‌خواند. (مخاطب)
ایمیل را با یک جملهٔ خلاصه شروع کن، بعد سه بند کوتاه بیاور: خبر خوب، نگرانی، و پیشنهاد من برای جلسه با آن دو مشتری. (قالب)
کل ایمیل زیر ۱۵۰ کلمه باشد، لحن رسمی اما نه خشک، و موضوع (Subject) ایمیل را هم پیشنهاد بده. (محدودیت‌ها)

البته لازم نیست کلمه‌های داخل پرانتز را در پرامپت واقعی بنویسید؛ آن‌ها را فقط برای اینکه تکه‌ها را ببینید گذاشته‌ایم. ترتیب تکه‌ها هم مهم نیست. مهم این است که هر پنج سؤال جواب داده شده باشند.

یک مثال دیگر: از سؤال کلی تا برنامهٔ واقعی

این‌بار ببینیم چطور یک پرامپت قدم‌به‌قدم بهتر می‌شود.

نسخهٔ ۱ — خیلی مبهم:

پرامپت
برنامهٔ ورزشی بده.

نسخهٔ ۲ — کمی بهتر:

پرامپت
یک برنامهٔ ورزشی برای کاهش وزن بده.

نسخهٔ ۳ — خوب:

پرامپت
من یک مرد ۴۲ ساله هستم، کارمندم و بیشتر روز پشت میز می‌نشینم. حدود ۱۰ کیلو اضافه‌وزن دارم و زانوی راستم گاهی درد می‌گیرد. به باشگاه دسترسی ندارم ولی پارک نزدیک خانه هست. یک برنامهٔ ورزشی سه روز در هفته برای من بنویس که هر جلسه حداکثر ۳۰ دقیقه باشد و به زانویم فشار نیاورد. برنامه را به شکل جدول بده: روز، حرکت‌ها، مدت یا تعداد تکرار.

ببینید در نسخهٔ سوم هوش مصنوعی چه چیزهایی یاد گرفت: سن، سبک زندگی، هدف، محدودیت جسمی، امکانات، وقت آزاد و قالب دلخواه. هر کدام از این‌ها جواب را یک قدم شخصی‌تر می‌کند.

اشتباه‌های رایج تازه‌کارها

بعد از دیدن صدها پرامپت از کاربران تازه‌کار، چند اشتباه بارها تکرار می‌شود:

  1. ۱سؤال گوگلی پرسیدن. «بهترین رستوران تهران» را در گوگل می‌نویسیم، اما در هوش مصنوعی می‌توانیم بنویسیم «یک رستوران آرام برای شام سالگرد ازدواج در غرب تهران، با بودجهٔ متوسط، که موسیقی بلند نداشته باشد». از جملهٔ کامل نترسید.
  2. ۲فرض کردن اینکه هوش مصنوعی می‌داند. «همان متن دیروز را دوباره بنویس» معمولاً کار نمی‌کند، چون هر گفتگو حافظهٔ جداگانه‌ای دارد. (بعضی ابزارها قابلیت حافظه دارند، ولی به آن تکیه نکنید.)
  3. ۳چند درخواست بی‌ربط در یک پیام. «یک ایمیل بنویس، بعد بگو فردا هوا چطور است، راستی یک دستور غذا هم بده.» هر کار را جدا بخواهید.
  4. ۴ناامید شدن با جواب اول. جواب اول، پیش‌نویس است، نه حکم نهایی. در فصل هفتم یاد می‌گیریم چطور با چند پیام ساده جواب را صیقل بدهیم.
  5. ۵ترس از طولانی شدن پرامپت. پرامپت چند خطی کاملاً عادی است. حرفه‌ای‌ها گاهی پرامپت‌های یک‌صفحه‌ای می‌نویسند.

یک چک‌لیست کوچک قبل از ارسال

قبل از اینکه دکمهٔ ارسال را بزنید، این پنج سؤال را از خودتان بپرسید:

  • آیا گفته‌ام من کی هستم و موقعیتم چیست؟
  • آیا گفته‌ام دقیقاً چه می‌خواهم؟
  • آیا گفته‌ام این جواب برای چه کسی است؟
  • آیا گفته‌ام جواب چه شکلی باشد؟
  • آیا گفته‌ام چه چیزی حتماً باید باشد یا نباشد؟

اگر جواب حداقل سه‌تا از این‌ها «بله» است، پرامپت شما از پرامپت بیشتر کاربران بهتر است.

جمع‌بندی فصل

  • پرامپت هر چیزی است که برای هوش مصنوعی می‌نویسید؛ سؤال، دستور یا درخواست.
  • قانون طلایی: ورودی مبهم = خروجی مبهم. هوش مصنوعی ذهن‌خوان نیست و جای خالی را با «حالت معمولی» پر می‌کند.
  • یک پرامپت خوب پنج تکه دارد: زمینه، هدف، مخاطب، قالب و محدودیت‌ها.
  • یک دقیقه وقت گذاشتن برای پرامپت، چندین دور اصلاح را صرفه‌جویی می‌کند.
  • برای سؤال‌های ساده، یک خط کافی است؛ این ساختار برای کارهایی است که نتیجه‌شان برایتان مهم است.

حالا که می‌دانید یک پرامپت خوب از چه تکه‌هایی ساخته می‌شود، در فصل ششم چند فرمول آماده و امتحان‌شده یاد می‌گیریم که این تکه‌ها را برایتان مرتب می‌کنند تا دیگر لازم نباشد هر بار از صفر فکر کنید.

ابزارهای هوش مصنوعی، قیمت‌ها و قوانین استفادهٔ آن‌ها مرتب تغییر می‌کند. مطالب این کتاب جنبهٔ آموزشی دارد؛ پیش از هر تصمیم مالی، حقوقی یا پزشکی با متخصص مشورت کنید و مسئولیت رعایت قوانین هر سرویس با کاربر است.