وقتی پیش خیاط میروید، پارچه را تحویل نمیدهید و یک ماه بعد کتوشلوار نهایی را تحویل نمیگیرید. اول اندازه میگیرد، بعد یک بار برای پرو میروید، میگویید «سرشانه کمی تنگ است» و «آستین یک بند انگشت کوتاه شود»، و آخرش لباسی میپوشید که دقیقاً اندازهٔ شماست. کار با هوش مصنوعی هم همینطور است. بیشتر آدمها یک پرامپت میفرستند، جواب را میخوانند و اگر دلشان را نزد، میروند. اما حرفهایها میدانند که جواب اول، تازه پروی اول است.
در دو فصل قبل یاد گرفتید یک پرامپت خوب بنویسید. در این فصل یاد میگیریم از آن پرامپت، یک گفتگو بسازیم.
چرا گفتگو از دستور یکخطی بهتر است؟
ChatGPT، Gemini و Claude همه «چت»باتاند، یعنی برای گفتگو ساخته شدهاند. در یک گفتگو، هوش مصنوعی هر چیزی را که قبلاً گفتهاید و گفته است یادش میماند. پس لازم نیست هر بار همهچیز را از اول توضیح بدهید؛ فقط کافی است بگویید چه چیزی را عوض کند.
این یعنی دو چیز:
- لازم نیست پرامپت اولتان بینقص باشد. یک پرامپت خوب بنویسید و بقیه را در پیامهای بعدی صیقل بدهید.
- گاهی خودتان هم تا جواب اول را نبینید، نمیدانید دقیقاً چه میخواهید. جواب اول به شما کمک میکند خواستهتان را بهتر بشناسید.
صیقل دادن جواب در چند مرحله: یک مثال واقعی
بیایید یک گفتگوی کامل را با هم ببینیم. فرض کنید مریم یک کارگاه کوچک شمعسازی در خانه دارد و در اینستاگرام میفروشد. میخواهد برای شب یلدا یک پست تبلیغاتی بگذارد.
پیام اول مریم:
تو یک کپیرایتر باتجربه هستی. من شمعهای دستساز معطر میفروشم و برای شب یلدا یک مجموعهٔ ویژه ساختهام: سه شمع با رایحهٔ انار، دارچین و پرتقال در یک جعبهٔ کادویی. یک کپشن اینستاگرام برای معرفی این مجموعه بنویس.
هوش مصنوعی یک کپشن مینویسد. بد نیست، ولی طولانی است، پر از ایموجی است و مریم حس میکند زیادی «تبلیغاتی» شده.
پیام دوم مریم:
خوب است، ولی خیلی طولانی است و ایموجیهایش زیاد است. نصفش کن و حداکثر دو ایموجی بگذار. لحن را هم کمی صمیمیتر کن، انگار من خودم دارم با مشتریهایم حرف میزنم.
جواب دوم کوتاهتر و گرمتر است. اما مریم یادش میآید چیز مهمی را نگفته.
پیام سوم مریم:
عالی شد. یک نکته را یادم رفت بگویم: سفارشها فقط تا ۲۵ آذر ثبت میشوند که به یلدا برسند. این را طوری اضافه کن که حس عجله ایجاد کند ولی تهدیدآمیز نباشد.
پیام چهارم مریم:
خیلی خوب است. حالا از همین کپشن، سه نسخهٔ متفاوت برای جملهٔ اول بده؛ چون جملهٔ اول باید آدم را میخکوب کند که بقیه را بخواند.
پیام پنجم مریم:
دومی را انتخاب میکنم. کپشن نهایی را با همان جملهٔ اول کامل بنویس و زیرش ۸ هشتگ فارسی مرتبط بگذار.
پنج پیام کوتاه، و حالا مریم کپشنی دارد که دقیقاً صدای خودش است، اطلاعات لازم را دارد و آمادهٔ انتشار است. هیچکدام از این پیامها سخت نبود؛ مریم فقط مثل یک مشتری خوشسلیقه، نظرش را گفت.
چند جملهٔ کاربردی برای صیقل دادن
این جملهها را میتوانید تقریباً در هر گفتگویی استفاده کنید:
- کوتاهتر: «همین را در نصف طول بنویس.»
- سادهتر: «طوری بنویس که یک نوجوان هم بفهمد.»
- تغییر لحن: «رسمیترش کن» یا «صمیمیترش کن، انگار با یک دوست حرف میزنی.»
- گزینهٔ بیشتر: «سه نسخهٔ کاملاً متفاوت بده.»
- تمرکز روی یک بخش: «بقیه خوب است، فقط پاراگراف دوم را بازنویسی کن.»
- توضیح بیشتر: «بند سوم را بازتر کن و یک مثال بزن.»
- نقد: «حالا خودت این متن را مثل یک ویراستار سختگیر نقد کن و نسخهٔ بهترش را بنویس.»
«قبل از جواب، از من سؤال بپرس»
یکی از قویترین ترفندهای این کتاب، یک جملهٔ ساده است. در فصل پنجم گفتیم هوش مصنوعی مثل نانوایی است که بهجای پرسیدن «سنگک یا بربری؟»، خودش حدس میزند. خب، میتوانیم از او بخواهیم بپرسد.
وقتی کاری دارید که جزئیات زیادی دارد و نمیدانید چه اطلاعاتی لازم است، بهجای اینکه خودتان فکر کنید چه بنویسید، کار را برعکس کنید: بگذارید هوش مصنوعی از شما مصاحبه کند.
قبل:
یک برنامهٔ سفر به شمال برای من بنویس.
جواب احتمالاً یک برنامهٔ عمومی است که نه بودجهٔ شما را در نظر گرفته، نه همراهانتان را، نه سلیقهتان را.
بعد:
میخواهم یک سفر چندروزه به شمال برنامهریزی کنم. قبل از اینکه برنامه بدهی، هر سؤالی که برای یک برنامهٔ دقیق و مناسب من لازم داری بپرس. سؤالها را یکجا و شمارهدار بپرس تا من جواب بدهم.
هوش مصنوعی احتمالاً چیزهایی از این دست میپرسد: چند روز وقت دارید؟ با چه کسانی میروید؟ بچهٔ کوچک همراهتان هست؟ با ماشین شخصی میروید؟ بودجهتان حدوداً چقدر است؟ طبیعتگردی دوست دارید یا ساحل و استراحت؟ کدام شهرها را قبلاً دیدهاید؟
شما فقط جواب میدهید، و برنامهای که بعد از آن میگیرید، واقعاً برای سفر شماست.
کجا این روش معجزه میکند؟
- وقتی خودتان هم دقیق نمیدانید چه میخواهید: مثل انتخاب اسم برای کسبوکار یا هدیه برای کسی.
- کارهای شخصی: رزومه، برنامهٔ رژیم، برنامهٔ مطالعه، بودجهبندی خانواده.
- کارهای بزرگ: طرح کسبوکار، برنامهٔ یک رویداد، متن سایت.
- وقتی تازهکارید: هوش مصنوعی به شما یاد میدهد چه اطلاعاتی برای یک پرامپت خوب لازم است. بعد از چند بار، خودتان این سؤالها را از قبل جواب میدهید.
یک نمونهٔ دیگر برای رزومه:
تو یک مشاور استخدام هستی. میخواهم رزومهام را برای موقعیت حسابداری در یک شرکت پخش بازنویسی کنم. قبل از اینکه شروع کنی، یکییکی از من سؤال بپرس — هر بار فقط یک سؤال — تا اطلاعات کافی جمع شود. وقتی به نظرت کافی بود، بگو و بعد رزومه را بنویس.
پرامپت فارسی یا انگلیسی؟ کِی کدام بهتر جواب میدهد
این یکی از پرتکرارترین سؤالهای کاربران ایرانی است. جواب صادقانه این است: برای بیشتر کارها، فارسی کاملاً کافی است.
ChatGPT، Gemini و Claude فارسی را خوب میفهمند و خوب مینویسند. اگر پرامپتتان را به فارسی روشن و کامل بنویسید، در اغلب کارهای روزمره — نوشتن پیام و ایمیل، کپشن، خلاصه کردن، توضیح یک مفهوم، برنامهریزی — جواب خوبی میگیرید. اصلاً لازم نیست بهخاطر هوش مصنوعی انگلیسی بنویسید.
با این حال، چند موقعیت هست که انگلیسی ممکن است کمی بهتر جواب بدهد:
| موقعیت | پیشنهاد | دلیل |
|---|---|---|
| کارهای روزمره، نوشتن متن فارسی، موضوعات ایرانی | فارسی | هوش مصنوعی فارسی را خوب میفهمد و متن نهایی هم فارسی است |
| کدنویسی و سؤالهای فنی | انگلیسی یا ترکیبی | اصطلاحات فنی در اصل انگلیسیاند و منابع این حوزه بیشتر انگلیسی است |
| موضوعات خیلی تخصصی یا کمشناخته | امتحان با انگلیسی | دربارهٔ این موضوعات، معمولاً متن انگلیسی خیلی بیشتری وجود دارد |
| متنی که باید در نهایت انگلیسی باشد | انگلیسی | از اول به زبان مقصد فکر میکند و ترجمهٔ خشک کمتر میشود |
| شعر، طنز و بازی با کلمات فارسی | فارسی | ظرافتهای زبان فارسی با ترجمه از بین میرود |
راه میانه: پرسیدن به انگلیسی، جواب گرفتن به فارسی
اگر انگلیسیتان در حد نوشتن چند جملهٔ ساده هست، یک ترفند خوب برای موضوعات فنی این است که سؤال را به انگلیسی بپرسید و جواب را به فارسی بخواهید:
Explain how a home Wi-Fi mesh system works and when it is better than a range extender. Please answer in Persian, in simple language, and keep technical terms in English in parentheses.
و اگر انگلیسی بلد نیستید، اصلاً نگران نباشید. ترکیب کردن هم کاملاً مجاز است؛ یعنی پرامپت فارسی بنویسید و فقط اصطلاحات فنی را انگلیسی بیاورید:
در اکسل یک ستون تاریخ دارم. میخواهم با تابع VLOOKUP یا XLOOKUP از یک شیت دیگر اطلاعات بیاورم ولی خطای #N/A میگیرم. قدمبهقدم بگو احتمالاً مشکل کجاست.
یک هشدار دربارهٔ اطلاعات ایرانی
هوش مصنوعی دربارهٔ موضوعات بینالمللی معمولاً اطلاعات بیشتری دارد تا موضوعات محلی ایران. سؤالهایی مثل قوانین تازهٔ اجاره، تعرفهها، مراحل اداری یک سازمان یا قیمتها ممکن است جواب قدیمی یا نادرست بگیرند؛ چه فارسی بپرسید چه انگلیسی. برای اینجور اطلاعات، جواب هوش مصنوعی را فقط نقطهٔ شروع بدانید و از منبع رسمی چک کنید. در فصل نهم مفصل دربارهٔ این موضوع حرف میزنیم.
کِی یک گفتگوی جدید شروع کنیم؟
گفتگوهای طولانی مزیت دارند، اما همیشه بهتر نیستند. یک گفتگو مثل یک تختهسیاه است: هر چه بیشتر رویش بنویسید، شلوغتر میشود. هوش مصنوعی همهٔ آن شلوغی را هنگام جواب دادن در نظر میگیرد، و گاهی همین باعث میشود جوابها خراب شوند.
این نشانهها یعنی وقت یک گفتگوی تازه است:
- موضوع عوض شده. ده پیام دربارهٔ رزومه حرف زدهاید و حالا میخواهید دستور غذا بپرسید. گفتگوی جدید باز کنید.
- هوش مصنوعی چیزهای قبلی را قاطی میکند. مثلاً دستوری را که پنج پیام قبل لغو کردهاید، دوباره اجرا میکند، یا جزئیات دو موضوع را با هم مخلوط میکند.
- گیر کردهاید. چند بار گفتهاید «نه، اینطوری نه» و جوابها بهتر نمیشوند؛ انگار هوش مصنوعی در یک مسیر اشتباه گیر افتاده.
- گفتگو خیلی طولانی شده. در گفتگوهای خیلی بلند، هوش مصنوعی ممکن است جزئیات اول گفتگو را کمتر در نظر بگیرد. بعضی ابزارها هم بعد از حجم مشخصی، پیام میدهند که گفتگو طولانی شده.
- میخواهید نظر بیطرف بگیرید. اگر در یک گفتگو مدتها روی ایدهای کار کردهاید، هوش مصنوعی ممکن است تحتتأثیر همان مسیر باشد. برای یک نقد واقعی، متن نهایی را در یک گفتگوی تازه بدهید.
ترفند «خلاصهبرداری» قبل از رفتن
اگر در یک گفتگوی طولانی به نتیجههای خوبی رسیدهاید و نمیخواهید از دستشان بدهید، قبل از بستنش این را بنویسید:
همهٔ چیزهایی را که در این گفتگو دربارهٔ برنامهٔ سفرمان به توافق رسیدیم، در قالب یک خلاصهٔ کوتاه و فهرستوار بنویس؛ طوری که اگر آن را در یک گفتگوی جدید کپی کنم، کار را بدون هیچ توضیح دیگری بتوانیم ادامه بدهیم.
بعد این خلاصه را کپی کنید، یک گفتگوی جدید باز کنید و با آن شروع کنید. حالا یک تختهٔ تمیز دارید با همهٔ نتیجههای مهم.
جمعبندی فصل
- جواب اول، پیشنویس است. بهترین نتیجهها از چند پیام کوتاه اصلاحی به دست میآیند: کوتاهتر، صمیمیتر، با این اطلاعات اضافه.
- وقتی اصلاح میخواهید، هم بگویید چه چیزی را عوض کند، هم چه چیزی خوب است و بماند.
- جملهٔ «قبل از جواب، از من سؤال بپرس» هوش مصنوعی را از حدسزدن به مصاحبه کردن میبرد؛ مخصوصاً برای کارهای شخصی و پرجزئیات.
- فارسی برای بیشتر کارها کافی است. برای کارهای فنی و موضوعات خیلی تخصصی، پرسیدن به انگلیسی و جواب گرفتن به فارسی را امتحان کنید.
- وقتی موضوع عوض شده، جوابها قاطی میشوند یا گیر کردهاید، گفتگوی تازه باز کنید؛ و قبلش از نتیجهها خلاصه بگیرید.
با این فصل، اصول پرامپتنویسی را در دست دارید: میدانید چه بخواهید، با چه فرمولی بخواهید و چطور در گفتگو به جواب دلخواه برسید؛ در فصل بعد میبینیم که ChatGPT، Gemini و Claude هر کدام چه شخصیتی دارند و چطور از هر کدام بهترین خروجی را بگیریم.
ابزارهای هوش مصنوعی، قیمتها و قوانین استفادهٔ آنها مرتب تغییر میکند. مطالب این کتاب جنبهٔ آموزشی دارد؛ پیش از هر تصمیم مالی، حقوقی یا پزشکی با متخصص مشورت کنید و مسئولیت رعایت قوانین هر سرویس با کاربر است.