ساعت یازده شب است. صاحب یک پیج اینستاگرامی کوچک، مثلاً یک شیرینیپزی خانگی، تازه کار روزانهاش تمام شده و حالا باید برای فردا پست بگذارد. عکس آماده است، ولی کپشن نه. نیم ساعت به صفحهٔ خالی خیره میشود، سه بار مینویسد و پاک میکند، و آخر سر همان جملهٔ همیشگی را میگذارد: «برای سفارش دایرکت بدهید». اگر این صحنه برایتان آشناست، این فصل مال شماست.
تولید محتوا احتمالاً پرطرفدارترین کاربرد هوش مصنوعی است. اما یک مشکل بزرگ دارد: اگر بلد نباشید، متنی میگیرید که دقیقاً شبیه متن هزاران نفر دیگر است. در این فصل یاد میگیریم چطور هوش مصنوعی را وادار کنیم با لحن خود شما بنویسد، چطور در ده دقیقه تقویم محتوایی یک ماه را بچینیم، چطور تصویر بسازیم، و مهمتر از همه، مرز کار درست و نادرست کجاست.
چرا متنهای هوش مصنوعی «بوی ماشین» میدهند؟
وقتی به هوش مصنوعی فقط میگویید «یک کپشن برای کافهام بنویس»، او هیچ چیز دربارهٔ شما، مشتریهایتان و سلیقهتان نمیداند. پس کاری را میکند که از دستش برمیآید: متوسطترین متن ممکن را مینویسد. متنی که به هیچکس برنمیخورد و به دل هیچکس هم نمینشیند.
چند نشانهٔ رایج متن ماشینی را احتمالاً خودتان هم دیدهاید:
- شروعهای کلیشهای مثل «در دنیای پرشتاب امروز…»
- صفتهای اغراقآمیز پشت سر هم: «بینظیر»، «فوقالعاده»، «شگفتانگیز»
- ایموجیهای زیاد و بیدلیل
- لحن رسمی و خشک، حتی وقتی قرار است صمیمی باشد
- ساختار تکراری: مقدمه، سه نکته، جمعبندی
راهحل ساده است: به او مصالح بدهید. هر چه دربارهٔ خودتان، مخاطبتان و سبک نوشتنتان بیشتر بگویید، متن کمتر بوی ماشین میدهد. و بهترین مصالح، نمونهٔ نوشتههای خود شماست.
به هوش مصنوعی لحن خودتان را یاد بدهید
این مهمترین مهارت این فصل است. سه قدم دارد و فقط یک بار باید انجامش بدهید.
قدم اول: نمونه جمع کنید
سه تا پنج متن از بهترین نوشتههای خودتان پیدا کنید؛ متنهایی که وقتی میخوانید میگویید «این دقیقاً خود من است». کپشنهای قبلی، پیامهایی که برای مشتری فرستادهاید، یک ایمیل خوب، حتی متن یک ویس که بعداً تایپش کردهاید. هر چه متنوعتر، بهتر.
قدم دوم: از هوش مصنوعی بخواهید سبکتان را تحلیل کند
نکتهٔ کلیدی اینجاست: هنوز از او نخواهید چیزی بنویسد. اول بخواهید فقط تحلیل کند.
میخواهم به تو یاد بدهم مثل من بنویسی. در ادامه چند متن که خودم نوشتهام را میگذارم. فعلاً هیچ متن جدیدی ننویس. فقط سبک نوشتن من را تحلیل کن و در قالب یک «شناسنامهٔ لحن» به من بده، شامل: - طول جملهها و پاراگرافها - میزان رسمی یا خودمانی بودن - کلمهها و اصطلاحهایی که زیاد استفاده میکنم - معمولاً متنهایم را چطور شروع و چطور تمام میکنم - نحوهٔ استفاده از ایموجی و علائم نگارشی - چیزهایی که هیچوقت در متنهایم دیده نمیشود متن ۱: [متن اول را اینجا بچسبانید] متن ۲: [متن دوم را اینجا بچسبانید] متن ۳: [متن سوم را اینجا بچسبانید]
خروجی چیزی شبیه این خواهد بود:
شناسنامهٔ لحن «شیرینیسرای مریم»: - خودمانی و گرم، مثل حرف زدن با یک دوست قدیمی - جملههای کوتاه؛ هر پاراگراف حداکثر دو خط - معمولاً با یک سؤال یا یک خاطرهٔ کوچک شروع میشود - حداکثر دو ایموجی در کل متن - کلمههای «بینظیر» و «فوقالعاده» هرگز استفاده نمیشود - همیشه با دعوت به سفارش در دایرکت تمام میشود
قدم سوم: شناسنامه را نگه دارید و هر بار استفاده کنید
این شناسنامه را در یادداشتهای گوشی یا یک فایل ذخیره کنید. از این به بعد، هر وقت متنی خواستید، اول شناسنامه را بچسبانید و بعد درخواستتان را بنویسید. بیشتر این ابزارها هم جایی برای دستورالعملهای دائمی یا پروژه دارند (اسمش در هر ابزار فرق میکند) که میتوانید شناسنامه را آنجا بگذارید تا لازم نباشد هر بار تکرارش کنید.
پست و کپشن اینستاگرام
یک کپشن خوب معمولاً چهار بخش دارد:
- ۱خط اول (قلاب): جملهای که مخاطب را وادار کند «ادامه» را بزند. در اینستاگرام، فقط همین خط اول بدون کلیک دیده میشود.
- ۲بدنه: حرف اصلی، کوتاه و خوانا.
- ۳دعوت به اقدام (Call to Action): یعنی دقیقاً بگویید مخاطب بعد از خواندن چه کار کند؛ دایرکت بدهد، پست را ذخیره کند، به هایلایت سر بزند.
- ۴هشتگها: چند هشتگ مرتبط، نه سی هشتگ بیربط.
این ساختار را در پرامپت بگذارید:
[شناسنامهٔ لحن را اینجا بچسبانید] برای پیج اینستاگرام من یک کپشن بنویس. کسبوکار: فروشگاه آنلاین لباس بچه در شیراز موضوع پست: رسیدن کالکشن پاییزه مخاطب: مادرهای ۲۵ تا ۴۰ ساله هدف: اینکه برای دیدن همهٔ مدلها به هایلایت «پاییز» سر بزنند ساختار: یک خط اول جذاب، دو پاراگراف کوتاه، یک دعوت به اقدام و ۵ هشتگ فارسی مرتبط سه نسخهٔ متفاوت بنویس: یکی احساسی، یکی با چاشنی طنز، یکی کاربردی.
گرفتن چند نسخه یک ترفند مهم است. معمولاً هیچکدام کامل نیست، اما خط اول یکی و پایان دیگری را برمیدارید و ترکیبشان میکنید.
برای ریلز هم میتوانید سناریو بگیرید:
برای یک ریلز ۳۰ ثانیهای با موضوع «سه اشتباه رایج در اجارهٔ اولین خانه» یک سناریو بنویس. ساختار: سه ثانیهٔ اول یک قلاب قوی، بعد سه نکته، و در پایان دعوت به ذخیره کردن پست. برای هر بخش جداگانه بنویس روی تصویر چه نمایش داده شود و من چه بگویم. لحن: صمیمی و مطمئن، مثل یک مشاور املاک باتجربه که با یک دوست حرف میزند.
و یک کاربرد طلایی دیگر: یک محتوا، چند قالب. اگر یک مقاله یا یک ویدیوی خوب دارید، از هوش مصنوعی بخواهید آن را به قالبهای دیگر تبدیل کند:
این متن را به یک پست چنداسلایدی (کاروسل) ۷ اسلایدی تبدیل کن. روی هر اسلاید حداکثر ۱۵ کلمه باشد. اسلاید اول فقط یک تیتر جذاب داشته باشد و اسلاید آخر دعوت به دنبال کردن پیج. بعد یک کپشن کوتاه هم برای همین کاروسل بنویس. [متن مقاله]
مقاله و پست وبلاگ
بزرگترین اشتباه در نوشتن مقاله با هوش مصنوعی این است که یکجا بگویید «یک مقاله دربارهٔ فلان موضوع بنویس». نتیجه متنی کلی و توخالی است. راه درست، نوشتن مرحلهبهمرحله است:
- ۱اول بگذارید هوش مصنوعی از شما سؤال بپرسد.
- ۲بعد فقط سرفصلها را بگیرید و اصلاح کنید.
- ۳بعد بخشبهبخش بنویسید.
- ۴تجربه و مثالهای واقعی خودتان را اضافه کنید؛ همان چیزی که هیچ هوش مصنوعیای ندارد.
- ۵در آخر ویرایش و درستیسنجی کنید.
مرحلهٔ اول و دوم در یک پرامپت:
میخواهم یک مقالهٔ حدود ۱۲۰۰ کلمهای برای وبلاگ آموزشگاه زبانم بنویسم با موضوع «چطور در شش ماه برای مصاحبهٔ کاری به انگلیسی آماده شویم». مخاطب: کارمندان ۲۵ تا ۳۵ ساله با سطح زبان متوسط. قبل از نوشتن، پنج سؤال از من بپرس تا مقاله دقیقتر و شخصیتر شود. بعد از جوابهای من، فقط سرفصلها را پیشنهاد بده و صبر کن تا تأیید کنم.
بعد از تأیید سرفصلها:
سرفصلها خوب است. حالا فقط بخش دوم را بنویس، حدود ۲۵۰ کلمه، با همان شناسنامهٔ لحنی که دادم. هر جا یک مثال واقعی از تجربهٔ آموزشگاه لازم است، خودت مثال نساز؛ فقط بنویس [مثال واقعی] تا خودم پرش کنم.
این ترفند آخر، یعنی جای خالی برای تجربهٔ واقعی، متن شما را از هزاران مقالهٔ مشابه جدا میکند و جلوی مثالهای ساختگی را هم میگیرد.
اگر مقاله را برای سایت مینویسید، احتمالاً اسم سئو (SEO) را شنیدهاید؛ یعنی کارهایی که باعث میشود مطلب شما در نتایج جستجوی گوگل بالاتر بیاید. هوش مصنوعی اینجا هم کمک میکند:
برای این مقاله پنج پیشنهاد تیتر بده که عبارت «آمادگی مصاحبهٔ کاری انگلیسی» در آنها باشد و طبیعی به نظر برسد. یک توضیح کوتاه حداکثر دوخطی هم برای نمایش در نتایج گوگل بنویس.
فقط یادتان باشد: مطلبی که فقط برای گوگل نوشته شده و به خواننده چیز تازهای اضافه نمیکند، معمولاً دوام نمیآورد. اول خواننده، بعد گوگل.
ایمیل و پیام کاری
ایمیلها شاید کوتاه باشند، اما اغلب سختترین متنها هستند؛ چون پای رابطه در میان است. هوش مصنوعی برای دو کار در این زمینه عالی است: صیقل دادن متنی که خودتان نوشتهاید و نوشتن پیامهای سخت.
این ایمیل را برای مدیرم نوشتهام تا درخواست افزایش حقوق بدهم. لحنش را محترمانه ولی محکم کن و طولش را بیشتر نکن. هیچ ادعا یا عددی اضافه نکن که در متن من نیست. [متن ایمیل شما]
جملهٔ «هیچ ادعایی اضافه نکن» را جدی بگیرید. هوش مصنوعی گاهی برای قویتر کردن متن، دستاوردی برایتان میسازد که هرگز نداشتهاید.
یکی از مشتریهایم سه هفته است مبلغ فاکتورش را پرداخت نکرده. یک پیام کوتاه برای واتساپ بنویس که یادآوری کند، رابطه را خراب نکند و یک تاریخ مشخص برای پرداخت بخواهد. دو نسخه بنویس: یکی برای بار اول، و یکی برای بار دوم که کمی جدیتر است.
چند موقعیت سخت دیگر که ارزش دارد پرامپتش را امتحان کنید: رد کردن مؤدبانهٔ یک درخواست، عذرخواهی از مشتری ناراضی، درخواست مرخصی، و پیگیری بعد از مصاحبهٔ کاری. قبل از ارسال هم همیشه اسمها، تاریخها و مبلغها را خودتان دوباره چک کنید.
تقویم محتوایی یکماهه در ۱۰ دقیقه
تقویم محتوایی یعنی یک جدول ساده که میگوید در هر روز چه چیزی منتشر میکنید. همین یک جدول، استرس «امروز چی بذارم؟» را از زندگیتان حذف میکند.
قبل از شروع، یک مفهوم ساده: ستونهای محتوایی. یعنی سه یا چهار دستهٔ اصلی که همهٔ محتوای شما زیر آنها قرار میگیرد؛ مثلاً آموزشی، پشت صحنه، معرفی محصول و تعامل با مخاطب. وقتی ستونها مشخص باشند، پیج شما متعادل میماند و فقط تبلیغ نمیشود.
حالا ساعت را نگاه کنید و شروع کنید.
دقیقهٔ ۰ تا ۳: اطلاعات پایه
تو یک مدیر محتوای باتجربه برای پیجهای اینستاگرامی کسبوکارهای کوچک ایرانی هستی. برای ماه آینده یک تقویم محتوایی بساز. اطلاعات کسبوکار من: - نوع کسبوکار: یک کافهٔ کوچک نزدیک دانشگاه در تبریز - مخاطب: دانشجوها و کارمندان جوان - هدف این ماه: معرفی منوی صبحانهٔ جدید و بیشتر شدن مشتریهای صبح - تعداد پست: سه پست در هفته (شنبه، دوشنبه، چهارشنبه) - ستونهای محتوایی: آموزشی دربارهٔ قهوه، پشت صحنه، معرفی منو، تعامل با مخاطب خروجی را به شکل جدول بده با این ستونها: روز، ستون محتوایی، قالب (پست، کاروسل یا ریلز)، ایدهٔ اصلی، خط اول کپشن، دعوت به اقدام. مناسبتهای تقویم ایران در این ماه را هم در نظر بگیر، اما کنار هر مناسبت بنویس «تاریخ چک شود».
دقیقهٔ ۳ تا ۶: بررسی و اصلاح
جدولی شبیه این تحویل میگیرید:
| روز | ستون محتوایی | قالب | ایدهٔ اصلی |
|---|---|---|---|
| شنبهٔ هفتهٔ اول | معرفی منو | کاروسل | پنج صبحانهٔ جدید در پنج اسلاید |
| دوشنبهٔ هفتهٔ اول | آموزشی | ریلز | فرق اسپرسو و آمریکانو در ۳۰ ثانیه |
| چهارشنبهٔ هفتهٔ اول | تعامل | پست | نظرسنجی: صبحانهٔ شیرین یا شور؟ |
| شنبهٔ هفتهٔ دوم | پشت صحنه | ریلز | ساعت شش صبح در آشپزخانهٔ کافه |
جدول را سریع مرور کنید و هر جا به دلتان ننشست، اصلاحش را بخواهید:
تقویم خوب است، فقط هفتهٔ سوم زیادی تبلیغاتی شده. دو پست آن هفته را با محتوای آموزشی یا سرگرمکننده عوض کن.
دقیقهٔ ۶ تا ۱۰: انتقال به جدول و نوشتن کپشنها
جدول را از پنجرهٔ گفتگو کپی کنید و در گوگل شیت یا اکسل بچسبانید؛ معمولاً ستونها سر جای خودشان مینشینند. اگر به هم ریخت، از هوش مصنوعی بخواهید جدول را دوباره و سادهتر بنویسد. بعد کپشنهای هفتهٔ اول را بگیرید:
حالا برای سه پست هفتهٔ اول، کپشن کامل با لحن شناسنامهای که دادم بنویس.
تمام. ده دقیقه، یک ماه برنامه.
ساخت تصویر با هوش مصنوعی
همانطور که با کلمهها متن میسازید، میتوانید با کلمهها تصویر هم بسازید. بعضی از چتباتها، مثل ChatGPT و Gemini، در زمان نگارش این کتاب میتوانند مستقیم در همان پنجرهٔ گفتگو تصویر بسازند و ابزارهای تخصصی تصویرسازی هم وجود دارند. همهٔ ابزارها این امکان را ندارند و در نسخههای رایگان معمولاً محدودیت بیشتری هست، اما خبر خوب این است که هر چتباتی میتواند برایتان پرامپت تصویر خوب بنویسد.
ساختار پرامپت تصویر
یک پرامپت تصویر خوب به این شش سؤال جواب میدهد:
| جزء | سؤالی که جواب میدهد | مثال |
|---|---|---|
| موضوع | چه چیزی در تصویر است؟ | یک فنجان لاته و یک کروسان |
| صحنه و جزئیات | کجاست و چه چیزهایی کنارش است؟ | روی میز چوبی کنار پنجره در صبحی بارانی |
| سبک | عکس واقعی، نقاشی، کارتونی یا مینیمال؟ | عکس واقعی، شبیه عکاسی تبلیغاتی |
| نور و رنگ | حالوهوای تصویر چیست؟ | نور گرم صبحگاهی، رنگهای قهوهای و کرم |
| کادر و زاویه | از کجا دیده میشود؟ | نمای نزدیک از زاویهٔ کمی بالا |
| نسبت تصویر | قاب چه شکلی است؟ | مربع برای پست، عمودی برای استوری |
کنار هم که بگذاریدشان، میشود این:
یک عکس واقعی و تبلیغاتی از یک فنجان لاته و یک کروسان روی میز چوبی کنار پنجره. صبح یک روز بارانی، نور گرم و ملایم، رنگهای قهوهای و کرم. نمای نزدیک از زاویهٔ کمی بالا، پسزمینهٔ محو. قاب مربع. هیچ نوشتهای در تصویر نباشد. سمت راست تصویر کمی فضای خالی بماند.
بعضی ابزارهای تصویرسازی پرامپت انگلیسی را بهتر میفهمند. لازم نیست خودتان ترجمه کنید:
این توضیح فارسی را به یک پرامپت انگلیسی دقیق برای ساخت تصویر تبدیل کن. جزئیات سبک، نور، زاویه و نسبت تصویر را هم اگر کم است اضافه کن: [توضیح فارسی شما]
وقتی تصویر اول را گرفتید، هر بار فقط یک چیز را عوض کنید: «همین تصویر، فقط نور را عصرگاهی کن» یا «همین، ولی فنجان سفید باشد». اگر همهچیز را با هم تغییر بدهید، نمیفهمید کدام تغییر اثر داشته.
دو نکتهٔ مهم دیگر هم هست. اول اینکه تصویر ساختگی از محصول شما، محصول شما نیست. هوش مصنوعی ممکن است رنگ، شکل یا جزئیات را عوض کند. برای پسزمینه، فضاسازی و تصویرسازی مفهومی عالی است، اما وقتی مشتری قرار است خود جنس را بخرد، عکس واقعی نشانش بدهید. دوم اینکه از ساختن تصویر آدمهای واقعی، چه مشهور و چه آشنا، بدون رضایتشان پرهیز کنید.
اخلاق تولید محتوا با هوش مصنوعی
هوش مصنوعی سرعت شما را چند برابر میکند، اما مسئولیت آنچه منتشر میشود همچنان با خود شماست. چهار قانون ساده را همیشه رعایت کنید.
۱. هیچ واقعیتی را بدون بررسی منتشر نکنید
عددها، آمارها، تاریخها، قوانین و هر ادعای پزشکی یا مالی را حتماً از یک منبع معتبر چک کنید. تصور کنید پیج یک مشاور املاک پستی دربارهٔ قوانین اجاره بگذارد که هوش مصنوعی از روی اطلاعات قدیمی یا اشتباه نوشته است؛ اعتبار سالها کار با یک پست از بین میرود. همانطور که در فصل نهم دیدیم، هوش مصنوعی میتواند با اطمینان کامل اشتباه کند. این پرامپت کمکتان میکند:
در این متن، همهٔ ادعاهایی را که نیاز به بررسی دارند (عدد، تاریخ، قانون، آمار، نقلقول) فهرست کن و کنار هر کدام بنویس از چه نوع منبعی میتوانم درستیاش را چک کنم. [متن شما]
۲. ویرایش کنید و مسئولیتش را بپذیرید
متنی که با اسم شما منتشر میشود، متن شماست. آن را بخوانید، تجربهٔ خودتان را به آن اضافه کنید و هر جملهای که خودتان هرگز نمیگفتید را حذف کنید. در بعضی جاها، مثل تکلیف دانشگاهی، کار برای مشتری یا نوشتن برای یک رسانه، ممکن است لازم باشد استفاده از هوش مصنوعی را اعلام کنید؛ قوانین همان دانشگاه، کارفرما یا مشتری را بپرسید. بعضی پلتفرمها هم برچسب مخصوص محتوای ساختهشده با هوش مصنوعی دارند.
۳. از کار دیگران کپی نکنید
اینکه کپشن یا مقالهٔ یک رقیب را به هوش مصنوعی بدهید و بگویید «با کلمههای دیگر بازنویسیاش کن»، همچنان کپی است؛ فقط لباسش عوض شده. الهام گرفتن از ایدهها اشکالی ندارد، اما حرف، ساختار و تجربه باید مال خودتان باشد. در تصویرسازی هم از تقلید مستقیم کار یک هنرمند یا برند مشخص پرهیز کنید.
۴. مخاطب را فریب ندهید
نظر مشتری ساختگی، رضایتنامهٔ جعلی، عکس «قبل و بعد» ساختگی و جملههایی مثل «فقط سه عدد باقی مانده» وقتی واقعیت ندارد، خط قرمزند؛ چه با هوش مصنوعی ساخته شوند و چه بدون آن.
| کار درست | کار نادرست |
|---|---|
| گرفتن پیشنویس و ویرایش آن با تجربهٔ خودتان | انتشار متن بدون حتی یک بار خواندن |
| بررسی عددها و قوانین از منبع معتبر | اعتماد چشمبسته به آمار هوش مصنوعی |
| الهام گرفتن از ایدهٔ کلی دیگران | بازنویسی متن رقیب با کلمههای دیگر |
| تصویرسازی برای فضا و حالوهوا | نمایش تصویر ساختگی به جای محصول واقعی |
| درخواست نظر واقعی از مشتریها | ساختن نظر و رضایتنامهٔ جعلی |
جمعبندی فصل
- متنهای هوش مصنوعی وقتی «بوی ماشین» میدهند که مصالح کافی نداشته باشند؛ نمونهٔ نوشتههای خودتان بهترین مصالح است.
- با تحلیل چند متن خودتان یک شناسنامهٔ لحن بسازید و همیشه آن را همراه درخواستتان بفرستید.
- کپشن خوب چهار بخش دارد: خط اول جذاب، بدنه، دعوت به اقدام و چند هشتگ مرتبط.
- مقاله را مرحلهبهمرحله بنویسید و جای تجربهٔ واقعی را خالی بگذارید تا خودتان پرش کنید.
- با یک پرامپت خوب، تقویم محتوایی یک ماه در ده دقیقه آماده میشود؛ فقط تاریخ مناسبتها را خودتان چک کنید.
- پرامپت تصویر به موضوع، صحنه، سبک، نور، زاویه و نسبت قاب نیاز دارد؛ متن فارسی را بعداً خودتان روی تصویر بگذارید.
- واقعیتها را چک کنید، ویرایش کنید، کپی نکنید و مخاطب را فریب ندهید.
اگر فکر میکنید کدنویسی فقط کار برنامهنویسهاست، فصل دوازدهم نظرتان را عوض میکند: آنجا بدون حتی یک خط دانش قبلی، با هم یک ابزار کوچک و واقعی میسازیم.
ابزارهای هوش مصنوعی، قیمتها و قوانین استفادهٔ آنها مرتب تغییر میکند. مطالب این کتاب جنبهٔ آموزشی دارد؛ پیش از هر تصمیم مالی، حقوقی یا پزشکی با متخصص مشورت کنید و مسئولیت رعایت قوانین هر سرویس با کاربر است.